عاشق را در خود بپذیرد، باز حافظ درین زمینه صریح تر از دیگران گفته است : ساكنان حرم ستر و عفاف ملکوت با من راه نشسین باده مستانه زدند آسمان بار امانت نتوانست کشید قرعه کار بنام من دیوانه زدند بحث درین زمینه دامنۀ بسیار دارد، ناچار بهمین مختصر بسنده میکنم و بیان رسیدن بمبدأ و پیوستن بآن را نیز جای دیگر خواهم آورد . ملامتیان و ملامتیه درین زمینه منتهای مبالغه و غلو را کرده اند و همین سبب شده است که بسیاری از مشایخ بزرگ تصوف ایران از یشان بیزاری جسته اند. مسلک ملامتیان از پایان قرن سوم آشکار شده است. مطهر بن طاهر مقدسی در کتاب البدء والتاریخ که در ٥٠٧ تألیف کرده است این گروه افراطیان و غالیان مبالغه پسند را چهار طایفه میداند ،حسنیه ،ملامتیه سوقیه معذوریه و میگوید رویهمرفته کارشان اینست که پیرو مذهب معلوم و عقیده مفهومی نیستند زیرا که پیرو پندارها و اندیشه ها هستند و يك رای را برای دیگر میبرند. برخی از یشان سخن از حلول میگویند چنانكه از يك تن از یشان شنیدم که میگفت جایگاه وی در میان رخسار امر دانست و کسانی ازیشان سخن از اباحت و اهمال میگویند و از سرزنش سرزنش کنان باك ندارند و کسانی ازیشان سخن از عذر میآورند و معنی آن اینست که کافران نزد ایشان از کفر خود و انکار از حق معذورند زیرا که حق در ایشان تجلی نکرده است ١٦٥
برگه:Srchshmh-tsvf-dar-eiran.pdf/۱۶۸
ظاهر