گذشته در غرۀ جمادی الاولی ٣٥٥ که خود در ٤ ربيع الاول ٤١١ در گذشته در کتاب سیر الاقطاب تاليف الهديه بن عبدالرحیم بن بینا چشتی عثمانی که در ۱۰۳۶ تالیف کرده چنین آمده است: «روزی آن حضرت یعنی قطب المتقين شیخ احمد والدبزرگوارش سماع میشنید و قوالان حاضر بودند و ابیات بآهنگ میخواندند و حضرت در تواجد بود. نظر فیض اثرش بر شیخ ابو محمد افتاد و فرمود : در آی در سماع. آن حضرت بی طاقت و مدهوش گشته، در سماع آمد. تا دیری بذوق ماند. پس بیخود شد و افتاد و حضرت ابو محمد تا هفت روز متواتر سماع شنيد . وقت نماز قوالان را باز داشتی و نماز ادا کردی و باز در سماع شدی و درین مدت حضرت شیخ ابو محمد همچنان بیهوش بود و پس پدر بزرگوارش قوالان را خاموش کرد تا فرزند ارجمند بهوش آمد قوالان ساکت گشتند. بعد از دیری حضرت شیخ ابو محمدچشم بگشا دو سوی آسمان نظر کرد و فرمود: «قولوا، قولوا». پس از عالم غیب آواز نغمه آمد تا چنین ابیات هرگز کسی نشنیده بود، هر کس حاضر بود بوجه احسن شنید و حضرت ابو محمد در سماع شد و حاضران نیز در سماع ،آمدند تا سه روز متواتر بر همان صدای غیبی سماع نمودند پس بهوش آمدند و شیخ ابو محمد در پای فلك فرسای پدر خود افتاد و گفت مخدومنا این فتح باب که در سماعست در هیچ شغل دیگر نیست. صد سال اگر کسی ریاضت شاقه و مجاهده شدید کند این مرتبه میسر نیاید که در يك سماع مشاهده گردید. حضرت شیخ احمد فرمود: ای ابو محمد سماع سرپوشیده است و از آن پوشیده باید داشت. عوام بیچاره طاقت این را ندارند. اگر من اسرارش ظاهر سازم جمله جهانیان . ١٣٨
برگه:Srchshmh-tsvf-dar-eiran.pdf/۱۳۱
ظاهر