برگه:Shir khorshid.pdf/۹

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ هم‌سنجی شده‌است.
تاریخچه شیر و خورشید / احمد کسروی
۹
 
یکی زرد خورشید پیکر درفشسرش ماه زرین غلافش بنفش
زده پیش او پیل پیکر درفشبنزدش سواران زرینه کفش
یکی شیر پیکر درفش بنفشدرخشان گهر در میان درفش
درفشش ببین اژدها پیکر استبر آن نیز بر شیر زرین سر است
یکی گرگ پیکر درفش از برشبه ابر اندر آورده زرین سرش
درفش پس پشت پیکر گرازسرش ماه سیمین و بالا دراز

دومین جا در داستان «شمردن کیخسرو پهلوانان را» شعرهایی درباره درفشها دارد که برخی چون تکرار همان ستایشهاست که در شعرهای بالایین ستوده از یاد آنها چشم می‌پوشیم و برخی دیگر را که تکرار نیست در پایین می‌نگاریم:

یکی ماه پیکر درفش از برشبه ابر اندر آورده تابان سرش
درفشی برآورده پیکر پلنگهمی از درفشش ببازید جنگ
یکی پیکر آهو درفش از برشبدان سایه آهو اندر سرش (؟)
درفشی پس پشت پیکر همایهمی رفت چون کوه رفته ز جای

فردوسی شاهنامه را از روی نامه‌های باستان که از زمان ساسانیان بیادگار مانده بود سروده و این یقین است که این ستایشهای درفشها نیز از آن نامه‌های باستان است. و از سوی دیگر چون داستان رستم و سهراب و کیخسرو بنیاد تاریخی ندارد، ما میدانیم که افسانه‌سرایان دوره ساسانیان آن را ساخته و این ستایشها را هم درباره درفشها از روی درفشهای زمان و سرزمین خود درست کرده‌اند. پس نتیجه اینست که در زمان ساسانیان و پیش از آنان در ایران درفشهای گوناگون از زرد و سرخ و بنفش و سیاه بکار برده و بر پرچمهای دیبای آنها شکلهای گوناگون از خورشید و ماه و شیر و پلنگ و گرگ و گراز و پیل و اژدها و آهو و مرغ همای نگاشته و بر نوک آنها پیکرهایی از ماه و از شیر، از سیمین و از زرین نصب می‌نموده‌اند.

پس از فردوسی، فخرالدین اسعد گرگانی که از شاعران زمان سلجوقیان است، در مثنوی ویس و رامین که اصل آن افسانه‌ای بخط و زبان پهلوی بوده و او بخواهش ابوالفتح المظفر پسر رییس‌الرؤساء از نزدیکان ملکشاه که حکمرانی سپاهان را داشته بپارسی آنزمان نظم نموده، در ستایش رزمی میگوید:

چو سروستان شده دشت از درفشانچو دیبای درفشان مه درفشان
فراز هر یکی زرین یکی مرغعقاب و باز با طاوس و سیمرغ
بزیر ماه در شیر آبگون رنگتو گفتی شیر دارد ماه در چنگ