برگه:Sharaf 05 Jamadi al Oula 1300.pdf/۴

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.

کرده است انشاءالله تعالی خوش خواهد کذشت شنبه بیست و یکم الی عصر منزل بودیم پیشخدمتها حضور داشتند کاغذخوانی شد

روز یکشنبه بیست و دوّیم صبح هوا بسیار سرد بود سوار شده از میان اردو کذشته میخواستیم مادیانهای ایلخی را ببینیم رفتیم از آب سفیدآب که داخل رود لار میشود کذشته آن طرف بفاصلهٔ قدری مسافت چمن خوبی بود نهار خوردیم جلو و اطراف را مه کرفته بود باد بسیار سردی می‌آمد بواسطهٔ هوای مه و ابر احتمال باران داشت زود چای خورده سوار شده رفتیم رو بمنزل مادیانها را امروز ندیدیم یکساعت بغروب مانده وارد منزل شدیم امروز ابراهیمخان و میرزامحمدخان لاریجانی آمده بودند بحضور رسیدند چیز غریبی میکفتند که امسال زمستان یا اول بهار یک ده از بلوک بوالقلم لاریجان خانهایشان بزمین فرو رفته امّا کسی از سکنه نمرده است

دوشنبه بیست و سیّم از صبح الی عصر در منزل توقف نموده و خوب شد که سوار نشدیم از شش ساعت بغروب مانده طرف دماوند و ورارود مازندران ابر و رعد و برق شدیدی بود باران و تکرک زیادی متجاوز از یک‌ساعت متصّلاً بارید بعد کم‌کم هوا باز شد خلاصه امروز تمام روز مشغول خواندن و نوشتن کاغذ و نوشتجات بودیم مادیانها را صبح آورده بودند جلو سراپردها آن طرف رودخانه میچریدند مادیانها و کرّه‌ها همه خوب و فربه بودند بقدر ششصد رأس اینجا بود

روز سه‌شنبه بیست و چهارم امروز باید برویم به کنار رودخانه ورارود صبح خیلی زود یکساعت بدسته مانده برخاسته سوار شدیم امین‌السّلطان و پیاده‌ها و سقّاها کنار رودخانه ایستاده بودند که بار و غیره را بکذرانند امّا آب شدّتی نداشت مال خوب میکذشت از آب کذشته آنطرف براه افتادیم همهٔ خیال ما این بود که در راه مبادا بوقت دیروز باران بکیرد تند میرفتیم تا رسیدیم زیر کردنه ورارود زیر کردنه دیدیم از بار و بُنه راه بند آمده که عبور ممکن نیست و بنهٔ زیادی هم عقب است کشیکچی‌باشی و غلامها را آنجا کذاشتیم که بنه عقب را نکذارند برود خودمان با همراهان زدیم به بیراهه بسیار بدی که همه سنکهای بزرک ریخته بود خیلی بزحمت رفتیم بالا در آن بالا قدری راه بهتر شد بجاده افتادیم آن طرف کردنه راه خوب و کشاده شد چشم‌انداز خوبی بکوه دماوند و غیره داشت سبزه و چمن و برف خیلی باصفا بود بهمن خیلی بزرکی جلو دره سر راه افتاده بود نهار را بردند آنجا حاضر کنند اینجاها مرتع و مسکن ییلاقی ایلات سیل‌سپر و علی‌کائی و عرب است ایلات متمولی هستند رسیدیم به نهارکاه بهمن خیلی بزرک و زیاد بود خلاصه نهار خورده ابرها از قلّه دماوند و از طرف مغرب و جنوب بنای حرکت کذاشتند زود سوار شده راندیم رو بمنزل از چمن و علفزار خوبی که همه شَبْدَر بود راندیم اینجاها خیلی مرتفع و خوب و هوای بسیار سردی دارد لباس زمستانی پوشیدیم نزدیکیهای منزل باران شروع کرد بباریدن وارد منزل شدیم میرآخور پل خوبی بسته بود یک پل هم فراشها بسته بودند آب رودخانه کم و خیلی صاف و باصفا بود سراپرده و چادرها را دو طرف رودخانه زده بودند آب از وسط می‎رفت بعد از ورود بمنزل ابر زیاد کردید رعد و برق شدیدی شد باران تکرک بسیاری بارید الی دو ساعت طول کشید همه جا و همه کس تر شدند سیل کمی از کوه برخاست خلاصه آب رودخانه کل‌آلود و زیاد شد هوا و آب و صحرا خیلی مهیب و هولناک کردید بعد از دو ساعت هوا باز و آفتاب شد و مردم آسوده شدند بقیّه در نمره آتیَهْ محمدحسن