پرش به محتوا

برگه:Shahriyarane Gomnam.pdf/۳۴۳

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

در سرگذشت بابک خرمی و آغاز زندگی او می‌نویسد: «زمانی هم در روستای سراب با شبل بن منقی ازدی بود» می‌توان گفت که به جای «منقی» در این عبارت «مثنی» درست است و این شبل برادر رواد بوده.

(۲) . سالوک کلمه فارسی و به معنی راهزن و قولدور است. تازیکان عربی‌اش ساخته «صعلوک» می‌گویند.

(۳) . جلد دهم تاریخ طبری، صفحه ۳۰۸ - عبارت طبری در اینجا یک غلط صریحی دارد زیرا می‌نویسد: «و ذلک ان محمد بن البعیث کان فی قلعة له حصینه تسمی شاهی کان ابن البعیث اخذها من الوجناء ابن الرواد عرضها نحو من فرسخین و هی من کورة آذربایگان و له حصن آخر فی بلاد آذربایگان یسمی تبریز و شاهی امنعهما»: کلمه تبریز در این عبارت غلط است چه گذشته از آنکه تبریز شهر بود نه دز خداوند آن وجناء بود نه محمد پسر بعیث. خود طبری در جای دیگر (جلد یازدهم ص ۳۲) به جای تبریز «یکدر» می‌نویسد، شاید این یکی درست باشد.

(۴) . «و اما تبریز فنزلها الرواد الازدی ثم الوجناء بن الرواد و بنی بها و اخوته بناء و حصنها بسور فنزلها الناس معه» در این عبارت سیاق خواستار آنست که فاعل فعل «بنی» وجناء باشد ولی معنی و مطلب خواستار است که فاعل رواد باشد. به‌هرحال ما ظاهر عبارت را گرفته‌ایم.

شهریاران گمنام جلد ۱