برگه:Shahnameh-Jules Mohl-01.pdf/۳۸

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
 چباید همی زندگانی درازکه گیتی نخواهد کشادنت راز 
 همی پروراندت با شهد و نوشجز آواز نرمت نیآید بگوش 
 یکایک چو گوئی که گسترد مهرکه خواهد نمودن بمن مهر چهر 
 بدو شاد باشی و نازی بدویهمه راز دل برکشادی بدوی 
 یکی نغز بازی برون آوردبدلت اندر از درد خون آورد 
 دلم سیر شد زین سرای سپنجخدایا مرا زود برهان ز رنج 
۳۴