برگه:Shahname-Turner Macan-01.pdf/۹۱

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۵
 بدو هفته گردد تمام و درستبدان باز گردد که بود از نخست 
 بود هر شبانگاه باریک تربخورشید تابنده نزدیک تر 
 بدین سان نهادش خداوند دادبود تا بود هم بدین یک نهاد 

در ستایش پیغمبر و یارانش

 اگر دل نخواهی که باشد نژندنخواهی که دایم بوی مستمند 
 چو خواهی که یابی ز هر بد رهاسر اندر نیاری بدام بلا 
 بوی در دو گیتی ز بد رستگارنکو نام باشی بر کردگار 
 بگفتار پیغمبرت راه جویدل از تیرگیها بدین آب شوی 
 ترا دین و دانش رهاند درستره رستگاری ببایدت جُست 
 چه گفت آن خداوند تنزیل و وحیخداوند امر و خداوند نهی 
 که خورشید بعد از رسولان مهنتابید بر کس ز بوبکر به 
 عمر کرد اسلام را آشکاربیاراست گیتی چو باغ بهار 
 پس از هر دوان بود عثمان گزینخداوند شرم و خداوند دین 
 چهارم علی بود جفت بتولکه او را بخوبی ستاید رسول 
 که من شهر علمم علیّم در ستدُرست این سخن قول پیغمبر است 
 گواهی دهم کین سخن راز اوستتو گوئی دو گوشم برآوازِ اوست 
 بدان باش کو گفت زان بر مگردچو گفتار و رایت نیارد بدرد 
 علی را چنین گفت و دیگر همینکز ایشان قوی شد بهر گونه دین 
 نبی آفتاب و صحابان چو ماهبهم نسبتی یک دگر راست راه 
 حکیم این جهان را چو دریا نهادبرانگیخته موج ازو تندباد 
 چو هفتاد کشتی برو ساختههمه بادبانها برافراخته 
 یکی پهن کشتی بسان عروسبیاراسته همچو چشم خروس 
 محمد بدو اندرون با علیهمان اهل بیتِ نبی و وصی 
 خردمند کز دور دریا بدیدکرانه نه پیدا و بن ناپدید 
 بدانست کو موج خواهد زدنکس از غرق بیرون نخواهد شدن 
 بدل گفت اگر با نبی و وصیشوم غرقه دارم دو یارِ وفی