پرش به محتوا

برگه:Shahname-Turner Macan-01.pdf/۲۳۳

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.
۱۴۷

۱۴ که جاي کجا مایه چندین بود فرستاد ن زن چه آئین بود فروبرد هر یکدم و دم نزد م و دم نزد همی رأي بربيش ويركم نزد گرین خواسته ز و پذیرم همه ز من گردد آزرده شاه رمه و گر باز گردانم از پیش زال برآرد بکردار سیمرغ بال شود رنجه آزرده گردد زمن چه پاسخ بگویمش در انجمن چو اندیشه بسیار کرد اندران سرانجام اندیشه آن پهلوان برآورد سر گفت کاین خواسته غلامان و پیشن آراسته شوید و به گنجور دستان دهید بنا مد کا بلستان نہیں پري چهر دسین دخت در پیش سام در پیش سام زبان کرد. گویا و دل شاد کام چو آن هدیه او پذیرفته دید رسیده بهي وبدي رفته ديد سه بت روي با او یکجا بدند سمن پیکر و سرو بالا بدند گرفته یکی جام هريك بكف پر از سرخ یاقوت ودر صدف به پیش سپهبد فرو ریختند همه يك بد یگر بر آمیختند چود ید آنچنان پهلوان پرخرد ستائید او را چنان چون مزد چو با پهلوان کار در ساختند زبیگانه خانه بپرداختند چنین گفت سین دخت با پهلوان که با راي تو پیر گردد جوان بزرگان زتو دانش آموختند بتو تيره گيتي برافروختند بداد تو شد بسته دست بدي بگرزت کشاده ره ايزدي گنه کار اگر بود مهراب بود ز خون دلش مژه پر آب بود گناهان کابل چه کرد کجا اندر آورد باید بگرد پرستنده ستند له خاك پاي تواند همه زنده یکسر براي تواند ازان ترس کوهوش و زور آفرید درخشنده ه ناهید و هور آفرید نیاید چنین کارش از تو پسند میان را بخون ریختن برمبند خداوند ما و شما خود یکیست بیزدان مان هیچ پیکار نیست گذشته از و قبله مابت است چه در چین و کابل چه در هند و بست شما را خورد آتش پرفروغ تو داني کزین در نگفتم دروغ پرستیدن هر دو راه بدست چوما را همه آ چوما را همه آرزو ایزدست تو داني نه نیکوست خون ریختن ابابی گناهان بر ن بر آویختن

سربی