برگه:Sage-velgard.pdf/۱۳۷

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.

۱۴۳
میهن‌پرست

باشی پور، وزیر معارف سیدنصرﷲ رﺍ برﺍی مطلب‬ مهم و فوری در ﺍطاق خود ﺍحضار کرد، پس ﺍز اظهار ملاطفت و ستایش بسیار و وعد وعید بیشمار، با زبان‬ چرب و نرم خود به سیدنصرﷲ پیشنهاد کرد: از آنجائیکه ترقیات معجزآسای معارفی در کشور باستانی باعث حیرت عالمیان شده، لذﺍ حیف ﺍست سرزمینی مانند هندوستان که مهد نژﺍد ﺁریائی و میلیونها نفوس مسلمان و فارسی‌زبان دارد، از تغییرﺍت مشعشع معارفی ما و مخصوصاً ﺍز لغات جدیدالاخترﺍع ﺍطلاع کافی حاصل نکند و برﺍی ﺍینکه دلیل مبرهن و برهان قاطعی ﺍز ﺍقدﺍمات مجدﺍنه خود بدست دﺍده باشد، یک کتابچه ﺍز لغات «ساخت‬ فرهنگستان» که بصحهٔ ملوکانه و بتصویب نخبهٔ علما و فضلای عصر رسیده بود، بانضمام یکدسته از عکسهای خود که ﺍز نیمرخ و روبرو، ایستاده و نشسته، بردﺍشته شده و باد زیر غبغب خود ﺍندﺍخته بود، بایشان سپرد. و دستور ﺍکید دﺍد که ﺍین عکسها رﺍ در هندوستان بتمام مخبرین روزنامه‌ها بدهد تا گرﺍور کرده زیب صفحات جرﺍید خود بسازند.

آقای سیدنصرﷲ، از ﺍلطاف مخصوص حکیم‌باشی‌پور خیلی متأثر شد. ولی ﺍز طرفی بوﺍسطهٔ علاقهٔ مفرط بزندگی و مفارقت ﺍز عیال و ﺍطفال، از طرف دیگر بوﺍسطهٔ بعد مسافت و عبور ﺍز دریا، ابتدﺍ کلهٔ سرخ و بی‌مو و برﺍق خود رﺍ تکان داد، لبخند فیلسوف مآبانه‌ای زد و پیشنهاد حکیم‌باشی‌پور رﺍ که بعلت کبر سن و کسالتهائی که بخود میبست رد نمود. در ضمن گوشزد کرد که خوبست ﺍین مأموریت مهم رﺍ بیکی ﺍز ﺍدبا و مبلغین دیگر