برگه:Rvznamh vghaye atfaghyh-shmarh hay 1 ta 35.pdf/۱۹

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.


هرزه‌کی فرقه ضالّه بابیّه در ممالک محروسه ایران در هر جا شهرت یافته از انکه کذشته است ذکرش قابل نیست مکر تازه حکایت ملاّ محمّد علی ملحد ملعون مطرود است که داخل باین فرقه ضاله شده با جمعی از اتباع خود در زنجان یاغی شده هر قدر اولیای دولت قاهره سعی در نصیحت او کردند و از علما بنصایح و مواعظ او از هر جا نوشتند سود نبخشید و در مقابل قشون پادشاهی بمقابله و مقاتله ایستادند و از قشون پادشاهی و اتباعش آنچه متفرّق نشده بودند در دعواها بهلاکت رسیده و بکلّی تمام شدند

میرزا قوما که در بهبهان بود و چند سال در آنجا خودسری میکرد این روزها عالیجاه عباسقلی‌خان سردار لاریجانی او را کرفته با مالیات دیوانی که بخزانه عامره میآوردند روانه دارالخلافه نموده و نصرالله خان یوزباشی لک مأمور شد که باصفهان رفته بسربازهائیکه مأمور آوردن میرزا قوما بودند برکرداند و او را بدارالخلافه طهران بیاورد

نوّاب خانلر میرزا که بحکومت لرستان و عربستان مأمور بود از بروجرد با سواره ابوابجمعی و فوج بروجردی بمقّر حکومت خود روانه شد

چون اولیای دولت علیه اهتمام بسیار دارند که صنایع بدیعه ممالک محروسه رونق تمام یابد لهذا در بافتن شال کرمانی قدغن اکید نمودند که خوب بافته شود و حالا بطوری شده است که نهایت امتیاز را دارد و نمونه‌ها که آورده‌اند و بنظر اولیای دولت علیه رسیده شبیه شالهای کشمیری میشود

سابقاً حکم شده بود که نوّاب شاهزاده مهدیقلی میرزا حاکم مازندران اشخاصی را که قابل هستند تربیت و ترغیب نماید که شکر مازندران را مانند شکر هندوستان سفید نمایند درین روزها استاد عبدالحمید نام مأمور شده رفت و درین هفته بقدر سی من شکر آنجا را که سفید کرده بود آوردند مانند شکر هندوستان است و از هر قسم حلویات ازو ساختند و بسیار خوب شده بود و آن بهتر از شکر جزایر ینکی دنیا که هند الغربی مینامند است و حکم شد که باز هم درست نمایند و چونکه بعمل آمدن این شکر نفع ممالک ایرانست در جاهای دیکر هم که ممکن است بعمل بیاید قرار شده است که سعی نموده بعمل بیاورند از آن جمله در خوزستان نیز که سابقه شکر آنجا مشهور بود حکم شده است که باز بکارند و شکر سفید بعمل بیاورند

عالیجاه شفیع‌خان نایب اوّل اجودان‌باشی مأمور بمصلحت‌کذاری و اقامت لندن پای‌تخت انکلیس شد

عالیجاه میرزا حسین‌خان مامور باقامت ببنبائی و کارپرداز امور تجارت تبعهٔ دولت علّیه ایران که در آن شهر میباشند کردیده است

اخبار دول خارجه

انکلیس

درین مملکت اخبار نبود که مدخلیّت باهل دول خارجه داشته باشد در کلّ جزایر ان واژه ناخوانا امنیّت و آرامی بود اهل مشورتخانه خوانین و وکلای رعایا در پای‌تخت هنوز جمع نشده بودند اما قاعده آنولایت چنین است که هر سال چند روز از زمستان رفته بجهة راندن امورات دولتی در پای‌تخت جمع میشوند و البته امسال نیز بقاعده هر سال جمع خواهند شد