این برگ همسنجی شدهاست.
۴۶
| بر چهرهٔ گل نسیم نوروز خوش است | ||||||
| در صحن چمن روی دل افروز خوشست | ||||||
| از دی که گذشت هرچه گوئی خوش نیست | ||||||
| خوش باش و ز دی مگو که امروز خوشست | ||||||
۴۷
| برخیز و بده باده چه جای سخن است | ||||||
| کامشب دهن تنگ تو روزیّ من است | ||||||
| ما را چو رخ خویش می گلگون ده | ||||||
| کاین توبهٔ من چو زلف تو پر شکن است | ||||||
۴۸
| بر کف می لعل و زلف دلدار بدست | ||||||
| بر طرف چمن کنم باقبال نشست | ||||||
| می نوشم و از دور فلک نندیشم | ||||||
| و آنگاه شوم ز بادهٔ عشرت مست. | ||||||