این برگ همسنجی شدهاست.
۴۳
| با باده نشین که ملک محمود اینست | ||||||
| وز چنگ شنو که لحن داود اینست | ||||||
| از نامده و رفته دگر یاد مکن | ||||||
| حالی خوش باش زانکه مقصود اینست | ||||||
۴۴
| با مطرب و می حور سرشتی گر هست | ||||||
| یا آب روان و لب کشتی گر هست | ||||||
| به زین مطلب دوزخ فرسوده متاب | ||||||
| حقّا که جز این نیست بهشتی گر هست | ||||||
۴۵
| برتر ز سپهر خاطرم روز نخست | ||||||
| لوح و قلم و بهشت و دوزخ میجست | ||||||
| پس گفت مرا معلم از رای درست | ||||||
| لوح و قلم و بهشت و دوزخ با تو است | ||||||