این برگ همسنجی شدهاست.
۴۲۷
| ایچرخ همه خسیس را چیز دهی | ||||||
| گرمابه و آسیا و کاریز دهی | ||||||
| آزاده بنان شب گروگان بنهد | ||||||
| شاید که بر این چنین فلک تیز دهی | ||||||
۴۲۸
| ای دل تو به ادراک معما نرسی | ||||||
| در نکتهٔ زیرکان دانا نرسی | ||||||
| این جا ز می لعل بهشتی میساز | ||||||
| کانجا که بهشتست رسی یا نرسی | ||||||
۴۲۹
| ای دل ز غبار جسم اگر پاک شوی | ||||||
| تو روح مجرّدی بر افلاک شوی | ||||||
| عرش است نشیمن تو شرمت بادا | ||||||
| کائیّ و مقیم خطهٔ خاک شوی | ||||||