این برگ همسنجی شدهاست.
۱
| آمد سحری نـدا ز میخانهٔ ما: | ||||||
| کای رند خراباتی دیوانهٔ ما! | ||||||
| برخیز که پر کنیم پیمانه ز می | ||||||
| زان پیش که پر کنند پیمانهٔ ما | ||||||
۲
| برخیز و بیا بتا برای دل ما | ||||||
| حل کن بجمال خویشتن مشکل ما | ||||||
| یک کوزهٔ می بیار تا نوش کنیم | ||||||
| زان پیش که کوزها کنند از گل ما | ||||||
۳
| تا بتوانی رنجه مگردان کس را | ||||||
| بر آتش خشم خویش منشان کس را | ||||||
| گر راحت جاودان طمع میداری | ||||||
| میرنج همیشه و مرنجان کس را | ||||||