این برگ همسنجی شدهاست.
۲۵۹
| هر گه که طلوع صبح ازرق باشد | ||||||
| باید بکفت می مروّق باشد | ||||||
| گویند در افواه که حق تلخ بود | ||||||
| باید که بدین دلیل می حق باشد | ||||||
۲۶۰
| هر لذت و راحتی که خلّاق نهاد | ||||||
| از بهر مجرّدان در آفاق نهاد | ||||||
| هر کس که ز طاق منقلب گشت بجفت | ||||||
| آسایش خود ببرد و بر طاق نهاد | ||||||
۲۶۱
| یاران چو باتفاق دیدار کنید | ||||||
| باید که ز دوست یاد بسیار کنید | ||||||
| چون باده خوشگوار نوشید بهم | ||||||
| نوبت چو بما رسد نگونسار کنید | ||||||