پرش به محتوا

برگه:Rauzat-us-safa.pdf/۵۵۴

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

قاجار دولو به امارت و ایالت قزوین مأمور آمد.

و در این اثنا معروض شد که جعفر خان زند با سپاهی بی‌شمار از عراقی و فارسی و الوار عزیمت قصبه قمشه و سمیرم عراق کرده و صدمات گذشته را بر طاق نسیان گذاشته، لهذا خسرو کشورگیر ملک‌ستان حضرت اقدس آقا محمد خان، نواب بابا خان جهانبانی سمّی جد امجد خود فتح علی خان را در طهران به نیابت سلطنت منصوب و گروهی را به خدمتش مأمور فرموده به نفس نفیس به مدافعۀ جعفر خان زند نهضت نمود، با مواکبی به اعداد کواکب در هفدهم شهر رجب از راه فراهان عازم اصفهان شد.

اهالی قلعه میغان از خدمتگزاری نزل و علوفه سپاه نصرت‌پناه پادشاه قاجار تهاون جسته، در پس دیوار خودداری نشسته، به اشارت با بشارت سلطانی، غازیان رکاب به هدم بنیان قلعه میغان شتاب کرده، از صرصر حمله سپاهیان، زاغان سیاه میغان بالمره راه فرار و انکسار پیمودند و میغان با خاک تیره برابر شد، از آنجا به قلعۀ دهق رفتند و دهق را نیز به وهق عزم به کمند اطاعت درآوردند.

چون خبر وصول موکب نصرت کوکب شهریار قاجار به دهق به جعفر خان رسید، رخسار دولت و حشمتش را کلف و بهق فروگرفت، قوت ماسکه او زایل گردید و تیزاتیز از اصفهان به شیراز روی گریز نهاده تا دروازۀ شیراز گوش بر آوازۀ الفرار بود.

بیت چگونه چخد خیره با باد گرد کسی پنبه را جفت آتش نکرد پادشاه قاجار با جیش خونخوار راه اصفهان برگرفته مظفر و منصور وارد شهر مذکور گردید، اعاظم و اکابر و افاخم و اصاغر و علما و فضلا و سادات و قادات آن شهر سراسر به زمین‌بوس شهریاری مفتخر و مباهی شدند و اظهار جان‌نثاری و خدمتگزاری و شکرگوئی و تهنیت‌رانی کردند.

چون هوای آن ولایت به گرمی مایل بود، پس از اندک توقف نواب همایون شهریاری سپهدار و برادر جلالت‌شعار جلادت‌کردار خود جعفر قلی خان را با شش هزار (۶۰۰۰) مبارز جرّار در اصفهان گذاشته لوای عزیمت به جانب چمن سنگباران برافراشت.

ذکر نهضت موکب فیروزی کوکب حضرت شهریاری از اصفهان به چمن سنگباران و فرار اسماعیل خان ولد شجاع الدّین خان زند از بروجرد و سایر وقایع آن ایام

در چمن سنگباران معروض سدّۀ سنیّه حضرت شهریار گیتی‌ستان قاجار کردند که علی خان خمسه‌ای سر به خودسری برآورده، لهذا اردوی کیهان‌پوی از چمن سنگباران حرکت نمود.

و مقارن این حال معرض و معلوم افتاد که اسماعیل خان بن شجاع الدّین خان زند در بروجرد اجتماعی کرده به حکومت می‌پردازد و معادل شصت هزار (۶۰۰۰۰) تومان از تجّار و رعایا به تعدّی دریافت کرده است.

در روز پنجشنبه چهارم ماه صیام شهریار انجم سپاه گردون غلام از سربند به عزم بروجرد رکضت و نهضت گزید، و اسماعیل خان به محض استماع دل از اجتماع برداشته عنقاوار پنهان گردید. ایلاتی که در آن نواحی با اسماعیل خان زند هم‌داستان و همدستان بودند به حکم شهریار قاجار امیر والاتبار سلیمان خان قاجار بر سر الوار رفته از فراز کوه و قلل خون گلناری طوایف بختیاری به نشیب پشته و تلل جاری نموده، زن و بچه ایلات و الوار طعمه غازیان شیر شکار شدند، قتل و غارت و سبی و نهب در آن طوایف درافکندند.

بعد از گوشمالی بلیغ از آن بلاد درگذشته موکب اعلی به علی‌آباد وارد گشته علی خان افشار خمسه‌لو از حرکت سپاه پادشاهی به اضطراب درآمده در عین خاکساری به تلثیم خاک آستان مروّت پاسبان پرداخت. خاقان پوزش‌پذیر او را عفو کرده روزی چند در زنجان توقف فرموده از آنجا به گوران‌دشت عزیمت نمود و اسماعیل خان زند در اصفهان به دست آمده به دربار شاهی فرستادند. نخست او را کور و از آن پس زنده‌اش در گور جای دادند.

و به حکم حضرت شهریاری علی قلی خان برادر و علی خان خمسه‌ای به تأدیب بقایای سرافرازان صفحه لرستان فیلی مأمور شدند و بعد از اندک توقفی در گوران دشت به دولت و اقبال و حشمت و اجلال به دار السّلطنۀ طهران آمد.

چون در اوانی که شهر اصفهان از نزول موکب حضرت شهریار قاجار گیتی‌ستان رشک ده جهان بود، معروض افتاد که یک لک سردار طایفه ایکدریموت ترکمان به ولایت گیوسر هزار جریب غارت افکنده جمعی را کشته و گروهی را زنده برده، جان محمد خان قاجار دولو و کاظم خان هزارجریبی تنی چند به کشتن داده، گرهی از این کار بسته نگشاده. یارلیغ بلیغ پادشاه ترک به مفاخرت حکام بزرگ استرآباد و مازندران صادر و بادر شد که به دفع فتنه یک لک سردار یموت کوشند.

و هم در این روزگار خبر رسید که طوایف کوکلانیه که گروهی بزرگند از ترکمانیه و فی‌مابین این دو فرقه همواره معارضه و مخالفت است با پنج هزار (۵۰۰۰) سوار جرار نیزه‌گذار بر اسبهای ترکمانی برنشستند و راه مراجعت بر یک لک سردار ایکدریموت بربستند و او را بکشتند و تتمۀ متابعانش بجستند و گوشمالی به طایفه یموت از حاکم استرآباد رسید که آن طایفه دست از تعدّی بازکشیده در زوایای