پرش به محتوا

برگه:Rauzat-us-safa.pdf/۵۵۳

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

تحویل جست.

و در ایام غیبت موکب فیروزی کوکب شهریاری ابو القاسم هزارجریبی چهاردانگه یک‌صد (۱۰۰) نفر تفنگچی برداشته بی‌خبر به ساری رفته ساری را تسخیر کرد، بعد از آن مغلوب گردیده جمعی از تابعینش گرفتار و به قتل رسیدند و خود نیز در آمل گرفتار شده به جزای عمل رسید.

و حضرت شهریار قاجار به عمارت طهران حکم داد و آن شهر شهیر را به ملاحظه قرب جوار به مازندران و استراباد دار الملک خود ساخت و در آبادی آن کوشید و بعد از خرابی و ویرانی دیگرباره خلعت و شرف و آبادانی پوشید.

در بیان مراجعت جعفر خان زند از شیراز به اصفهان و قتل باقر خان خراسکانی حاکم اصفهان و تسخیر شهر و عزیمت عراق

جعفر خان زند دیگرباره از فارسیان و الوار اجتماعی کرده با بیست هزار (۲۰۰۰۰) کس بر سر اصفهان آمده، باقر خان خراسکانی در قلعۀ طبرک متحصّن شده، آخر گرفتار گردیده به قتل آمد، و جعفر خان را هوای گیتی‌ستانی در سر افتاده، علی قلی خان کازرونی را با سه چهار هزار (۳۰۰۰-۴۰۰۰) کس روانه کاشان و قم نموده، خود عازم گلپایگان شده.

مناشیر قضا نظیر قدر تأثیر به خسرو خان حاکم سنندج و کردستان مرقوم شد که به مدافعه جعفر خان پردازد و هکذا به محمد حسین خان قراگوزلو و خوانین گروس و علی خان خمسه‌ای و سرکردگان خلج و بیات ارقام صادر شد که به مقابلۀ جعفر خان پرداخته کار او را تمام کنند. والی و سرکردگان مذکوره در همدان با جعفر خان رزمی سخت کردند و در دوم روز محاربه شکست بر سپاه علی خان خمسه‌ای و محمد حسین خان قراگوزلو درافتاده متزلزل شدند. سپاه کردستان و والی سنندج چون کوه ثابت از جای بجنبیدند و روی به رزم آورده هزیمت در سپاه جعفر خان در انداختند و جمعی را از فارسیان قتیل نمودند.

جعفر خان که مردی قوی‌هیکل و بزرگ‌جثه بود، ثبات خود را در سنگر مصلحت دیده به سنگر گریخت و چون کشتی طوفان‌دیده از بیم غرق در ساحل سنگر لنگر انداخت، مبارزان ظفرپناه گرد سنگر را خندق‌آسا فروگرفتند و محاصره کردند و جماعتی از ارباب شجاعت داخل سنگر شدند، جعفر خان عرصه بر خود تنگ دیده یک جانب سنگر را گشاده با قامت همچو عرعر بر مرکبی تیزرو مانند باد صرصر برنشسته از همدان به یک ایلغار وارد شهر اصفهان شد و دل در برش از طپش برآسود. اساس و اسباب سلطنت او در سنگر همدان به تصرف سپاهیان منصور درافتاد و هرآنچه قابل حضور اشرف اعلی بود با گرفتاران و سران ارسال دار السّلطنة طهران کردند.

حاجی علی قلی خان کازرونی که به حدود کاشان آمده بودند نیز از خبر این هزیمت راه فرار برگرفته به اصفهان و فارس عزیمت کرد و عبد الرزاق خان کاشانی از جانب کارگزاران دربار سلطانی در حکومت کاشان استقلال یافت.

و جعفر خان زند که شکم‌خواری بود تنومند، روزی چند در اصفهان داد دل را از اطعمه و اشربه گرفته در هر روزی پنج من حلیم به کار بردی و علاوه بر آن نیز چندین مرغ کباب تنقلا خوردی، زور و قوت جسمانیش به مرتبۀ اعلی بود به پنجه پنجۀ آهنین می‌تافت و به شمشیر شتر را با پالان می‌برید، ولی جلادت سواری و جرأت ثبات و پایداری در برابر جیوش دریاخروش حضرت شهریاری نداشت، به محض استماع قرب جوار شهریار قاجار از ده (۱۰) منزل فاصله بی‌مقاله کالبرق الخاطف و الریح العاصف فرار می‌گزید.

مع هذا اهالی فارس سالها در دولت ملوک زندیه به عزت و راحت تعیّش کرده بودند، به قدر قوه در تقویت دولت او می‌کوشیدند و در پای علم او می‌جوشیدند. و در این اوقات نیز به جبر آن کسر و اصلاح آن فساد ساعی و اجتماعی حشم و احتشاد خدم او را از رعایا و برایا جاهد و راعی بودند.

آقا محمد خان قاجار

در بیان جلوس سعادت مأنوس حضرت شهریار قاجار و خاقان کامکار ابو السّیف و الفتح و الظفر آقا محمّد خان بن سلطان سعید شهید محمد حسن خان بن فتح علی خان قاجار قوینلو

در نوروز فیروز سال خیریت‌مآل یک‌هزار و دویست هجری نبوی (۱۲۰۰ ه‍/ ۱۷۸۶ م) که عید سعید در یکشنبه یازدهم شهر جمادی الاولی واقع بود، حضرت سلطان گیتی‌ستان و شهریار نصرت‌نشان آقا محمد خان قاجار قوینلو در دار السلطنۀ طهران بر اریکۀ جهانبانی و مسند سلطانی جلوس فرمود و سکه و خطبۀ موروثی قدیم از نو رونقی جدید گرفت، شاهزادگان و امیران و خوانین و بزرگان ایران به زمین‌بوس حضور جلالت مأنوس مفتخر و سرافراز شدند و از خلعت و منصب و حکومت و سالاری و سرداری هریک مورد عنایات و مشمول تفقدات شاهانه آمدند، به کمرهای زرّین و شمشیرهای مرصّع مخلّع گردیدند.

رضا خان قاجار قوینلو بیگلربیگی استرآباد و گرگان و حافظ ثغور خراسان گردید، محمد حسین خان قوینلو به ایالت و حکومت مازندران مفتخر شد، قاسم خان دولوی قاجار با هزار (۱۰۰۰) نفر تفنگچی مازندرانی به کوتوالی دار السلطنۀ طهران منصوب گشت، و میرزا محمّد خان