پرش به محتوا

برگه:Rauzat-us-safa.pdf/۵۰۹

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

در ضمن عریضه‌جات به شیراز اخبار کرده شکوه و شکایت بسیار از تهور و تعدی نواب حسینقلی خان و اختلال امر استراباد و مازندران به وکیل زند انهی نمود و انتظار فرمان قضا جریان می‌برد. چون عریضۀ محمد خان سوادکوهی و بیگلربیگی استراباد به نظر محمد کریم خان زند وکیل بی‌عدیل رسید، زکی خان برادر امّی خود را با خان ابدال خان کرد جهان‌بگلو و سه هزار (۳۰۰۰) سوار جلادت شعار به استیصال نواب حسینقلی خان و استقلال حسن خان قاجار مأمور کرد.

چون سردار مذکور که به قساوت قلب مشهور بود، به حوالی مازندران آمد، نواب جهانسوز شاه از دامغان به رامیان و از رامیان به دشت گرگان روی کرد، چندانکه زکی خان، حسن خان را به سکونت و ایالت استراباد اصرار نمود از بیم نواب حسینقلی خان خود را مرد توقف استراباد ندیده از ایالت استعفا کرده، حکومت استراباد به میرزا علی خان دولو قرار گرفت، و حسن خان به جهت صیانت جان و عیال خویش به حکومت هزار جریب و توقف در قلعۀ اکرکای که قلعه‌ای بود متین و حصنی حصین مستدعی شد و بدانجا رفت، و زکی خان پس از چندی توقف از راه دامغان به چارده کلاته که از بلاد معمورۀ مشهورۀ هزار جریب است و مسکن و موطن اجداد نگارندۀ این نامه رضاقلی متخلص به «هدایت» بوده درآمده.

چون اهالی آن محال را از ارادت‌کیشان سلسلۀ علیه قوینلو می‌دانست بهانه کرده چهل (۴۰) نفر از رؤسای آن بلاد را که با جد فقیر اسماعیل کمال موافقت داشتند و وی را تمکین نمی‌کردند به دست آورده مقتول کرد، و از رئوس آن رؤسای بی‌گناه یادگار خود را کلّه مناری بساخت و قلعه آسمان‌فرسای کلاته را که بر دامان جبل بود با خاک برابر نمود. و اهالی آن ولایت را اسیر کرده به شیراز برد و کریم خان بر وی برآشفت و بدو سخنان فضیحت‌انگیز گفت و به اطلاق آن اسرای بیچاره و رعایای بیکاره حکم راند.

ذکر مراجعت نواب جهانسوز شاه به هزار جریب و محاصرۀ حصار اکرکای و تصرف آن قلعه و قتل حسن خان دولو و محمد علی آقا برادر او که از جمله قتلۀ خاقان شهید بود

در بهار نوروز فیروز سال خیریت مآل یک‌هزار و یک‌صد و هشتاد و پنج (۱۱۸۵ ه‍/ ۱۷۷۱ م) ابو الفتح جهانسوز شاه یعنی نواب حسینقلی خان بن سلطان سعید شهید با فوجی از ابطال رجال از ساحات دشت بازگشت و از ساحل گرگان با قاجاریه و ترکمان چون سیلی از فراز به نشیب روی به عرصۀ هزار جریب نهاد. حسن خان دولوی قاجار از بیم وی به حصار اکرکای که به وفور ذخایر و کثرت عشایر و وفود جنود مشحون بود تحصّن و تمکّن گزید و پانصد (۵۰۰) کس از جزایرچیان قدرانداز بر گرد حصار قرار داده و جمعی سواران از ملازمان و چاکران و طایفۀ خویش در پیش نگاه داشته، مستعد نزاع و دفاع نشسته، سواران خان قوینلو گرداگرد حصار را مرکزوار دایره ساخته احاطه کردند؛ و بر اطراف قلعه حلقه زدند و از دوسوی کرّ و فرّ و هایاهوی برآمد:

بیت جهان پر شد از گرد ناورد جوی ز خون خواست بر جای ناورد جوی ترکمانان کماندار، کمان‌وار به تیرافشانی غریو برکشیدند و سواران شمشیرکش شمشیروش روی به دشمن آوردند.

صبا راست (ره) هوا از بروها گره در گره در و دشت پرتیغ و گرز و زره دو رسته ز گردان آهن ورا دمنده چو در فرودین تندرا به هر بنگه مویشان خفته مرگ همه سازشان مرگ را سازوبرگ چون شراره آتش نبرد بر گردون گردگرد رسید و خرمن آمال را شعله آجال خاکستر کرد، حسن خان دولوی قاجار با شمشیر آبدار از آن جانب بر صفوف و کتایب حملۀ سخت نمود؛ و در عین جنگ و حرب و ضرب به گلولۀ تفنگ هدف شد، از فراز زین مرکب گزین بر خاک هلاک درافتاد، سپاهیان آهن‌دل به فولاد جان‌گسل سر آن سرور را جدا کرده به نزد ابو الفتح حسینقلی خان قوینلو آوردند.

محمد علی آقا و قاسم آقا برادرانش نیز با صمصام آخته مرکب تاخته قصد رهائی کردند، سواران با هر دو درآویخته، خون محمد علی آقا را که از جملۀ قتلۀ خاقان شهید بود بر خاک ریخته سر او را به حضور دارای غیور آورده، قاسم آقا به جانب عراق فرار نموده جان بدر برده.

و خان والاشان را چون اندک افاقتی از اخذ ثار پدر بزرگوار روی داده قصد خون فغان‌علی خان یوخاری‌باش کرده، چه که او نیز از همراهان خاقان شهید بوده؛ و در هنگامه‌آرائی استراباد از رکاب سعادت بنیاد تخلّف ورزیده به تقصیر موصوف بود؛ و در این ایام قریه‌ای از قرای استراباد را به زور گرفته مأمنی ساخته بود، و گاه‌گاه در فوجرد یک فرسنگی شهر استراباد متحصّن و اطراف را تاخت و تاراج می‌کرد.

ذکر ایلغار خان والاشأن ابو الفتح حسینقلی خان بر سر حصار فوجرد و قتل فغان‌علی خان قاجار یوخاری‌باش و پسرش اللّه قلی خان و غارت و تاراج اموال او

چون فغان‌علی خان مذکور نیز از مخالفین خاقان شهید بود چنانکه گذشت، از بیم حسینقلی خان قوینلو، فوجرد را مأمن کرده به محارست خود اشتغال داشت. خان جهان‌سوز با سپاهی نصرت‌اندوز بر سر مأمن و محکمۀ او رفته جنگ درانداخت، مشفقین جهان‌سوز شاه که در قلعه راه یافته بودند، فغان‌علی خان را در بستر خواب به قتل آوردند و اللّه قلی فرزندش که جوانی بود در سن شباب و در