محمود اسحاق سیاوشانی از خوشنویسان آن عهد بوده، میر سید احمد شجاع و او هر دو از شاگردان بیواسطه میر علی مشهدی بودهاند و بعضی خط میر سید احمد را رجحان دادهاند، و اهل هرات خط او را ترجیح میدهند؛ و مولانا محمود قطعههای خود را به نام استاد رقم میکرده چنانکه استادش میر علی گفته:
قطعه خواجه محمود اگرچه یکچندی بود شاگرد این فقیر حقیر بهر تعلیم او دلم خون شد تا خطش یافت صورت تحریر در حق او نرفت تقصیری گرچه او هم نمیکند تقصیر هرچه او مینویسد از بد و نیک میکند جمله را به نام فقیر مولانا محمد حسین تبریزی از این طبقه بوده و در جوانی وفات نموده میر معز کاشی نیز از قطعهنویسان بوده.
مولانا بابا شاه اصفهانی از خوشخطان و کاتبان آن عهد مزیت داشته.
میر صدر الدین محمد قزوینی ولد میرزا شرف قاضی جهان و شاگرد مولانا ملک دیلمی است و در روش خط نستعلیق تتبع مولانا سلطان علی میکرده و از اقران او شده از مشاهیر خوشنویسان آن عهد بوده؛ و در میانه خطوط او و مولانا سلطان علی ارباب سررشته و سلیقه شبهه میکردهاند. روزی جناب میر از مولانا دو سه قطعه گرفته و مطابق قطعهای نگاشته بعد از دیدن سلطان علی خط میرزا را به عوض خط خود برداشته.
ابراهیم میرزا ولد میرزا شاه حسین در نزد خواجه علاء الدین منصور و میرزا احمد و میرزا محمد حسین ولد میرزا شکر اللّه نیز از خوشنویسان آن عهد بودهاند.
مولانا علا بیک تبریزی در خط نسخ معروف و مسلم و علی رضای تبریزی و حسن بیک ولد محمود بیک سالم زرینقلم و عبد الباقی کتابهنویس از شاگردان خوب او بودهاند.
[نقاشان و مذهبان عصر صفوی]
استاد بهزاد و استاد سلطان محمد مصور و آقا میرک اصفهانی نقاشان مشهور عهد شاه طهماسب بودهاند و خود شاه در نقاشی مرتبۀ اعلی داشته.
مولانا مظفر علی از منسوبان استاد بهزاد و بر اهالی عهد خود استاد و تصویرات عمارات چهل ستون اکثر از اوست، میرزا زین العابدین و صادقی بیک افشار نیز از مشاهیر نقاشان آن عهد بودهاند، ملا حسن بغدادی و ملا عبد اللّه در تذهیب فرید دوران و یگانه اوان خود بودهاند.
مولانا ضمیری اصفهانی و ولی دشت بیاضی و حسین ثنائی و حیدر معمائی و ملک طیفور انجدانی و والهی قمی و مولانا ملک قمی و فهمی و حضوری و صبری و حالتی و حزنی و هلاکی و مظهری از شعرای آن عهد بودهاند و غزلیات نیکو داشتهاند.
و از اهل موسیقی نیز جمعی در آن عهد مسلم بودهاند که ذکر هریک موجب تطویل کلام خواهد شد و ذکر امرای هر طایفه در ضمن نگارش وقایع مذکور گردیده حاجت به تکرار نیست.
میرزا سلمان اصفهانی
سلسله نسبش به جابر انصاری میرسیده و در بعضی علوم مهارتی داشته بعد از شاه طهماسب ماضی به وزارت شاه سلطان محمد بن شاه طهماسب راضی شده بالاخره در هرات در دست امرای قزلباشیه مقتول شد، این رباعی از اوست:
رباعی بیقدرترم گرچه وفادارترم آزردهترم گرچه کمآزارترم آنکو زویم عزیزتر نیست کسی سبحان اللّه به چشم او خوارترم
مسیّب خان
ولد محمد خان شرف الدّین اغلی از اعاظم امرای تکلو بوده در فن موسیقی مهارتی تمام داشته در زمان شاه عباس گیتی را وداع کرده به واسطه طبع شعری میگفته این رباعی از اوست:
رباعی آراسته آمد و چه آراستنی دل خواست به عشوه و چه خواستنی بنشست به می خوردن و برخواست به رقص هیهی چه نشستنی چه برخاستنی
میرزا حاتم بیک اردوبادی
از اولاد خواجه نصیر الدّین طوسی رحمه اللّه بوده و سالی چند وزارت شاه عباس صفوی نموده، بالاخره چنانکه در اصل تاریخ است در هنگام محاصره قلعه دمدم فی سنه ۱۰۱۹ (ه/ ۱۶۱۰ م) درگذشت، وزیری خوب و به اعتماد الدّولة ملقب بوده این بیت از اوست:
بیت از آن بر گرد سر پیوسته گردم پاسبانش را که شاید فرصتی یابم ببوسم آستانش را
میر عماد الحسینی (رحمة اللّه)
از سادات حسینی قزوین بوده است و در خط نستعلیق استاد و مشهور است و مسلم جمهور، در سال یکهزار و بیست و چهار (۱۰۲۴ ه/ ۱۶۱۵ م) میر بینظیر در شهر اصفهان به تحریک معاندین به دست مقصود نحاس مقتول شد.
ظهوری ترشیزی (رحمة اللّه)
از شعرای مقرر زمان صفویه است و معاصر شاه عباس است، مثنوی در بحر تقارب گفته «ساقینامه» نام نهاده و از آن جمله است:
مثنوی شنیدم شهی از شهان زمن نمیخواست از کشور خویش زن که اینان امانپروران منند همه دختران دختران منند در آن مثنوی در مدح شاه عباس نیز اشعار گفته که تحریر آن سبب تطویل است.
حکیم شفائی اصفهانی (رحمة اللّه)
نامش شرف الدّین حسن طبیبی طبیبزاده و فاضلی آزاده بود، در خدمت فضلای اصفهان کسب علوم عقلیه و نقلیه کرده داشت به معالجه مرضی میپرداخت، فضلش را طبابت و طبابتش را شاعری و شاعریش را هجی ساتر شد، لهذا شاه والاجاه شاه عباس او را از هجاگوئی تائب و از این شیوه نادم و حائب خواند و وی ترک کرد و در این باب نظمی به شاه آورد، او را مثنوی «نمکدان» حقیقت بر اوزان «حدیقه» و «کارنامه بلخ» و «سیر العباد» حکیم سنائی است و بس نیکو گفته و من بنده در [۲۴۲] تذکرۀ