پرش به محتوا

برگه:Rauzat-us-safa.pdf/۴۵۱

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

رومیه درافتاده، طهماسب قلی خان ناچار عنان ستیز به منزل بهریز معطوف داشت، و سرعسکر به بغداد راند و بعد از سه روز باز به کرکوک آمد.

و طهماسب قلی خان به همدان آمده به تجهیز سامان لشکر و تنظیم اعیان کشور پرداخت و از اطراف لشکرهای جرّار را در همدان مجتمع ساخت و تیمور پاشای ملی حاکم وان در این اوان بر سر تبریز آمد و در اطراف ایران هرج و مرج و گفتگو پدیدار شد، طهماسب قلی خان به بعضی ملاحظات شاه طهماسب را که هنوز در حیات بود با شاه عباس از خراسان و قزوین به مازندران فرستاده و حکومت مازندران و استراباد را نیز به بکتاش خان عمّ خود داده.

[شکست سپاه عثمانی و کشته شدن توپال عثمان پاشای سرعسکر]

بعد از فراغ خاطر از کار شاه و ایرانیان در بیست و دویم ربیع الثانی یک‌هزار و یک‌صد و چهل و پنج (۱۱۴۵ ه‍/اول اکتبر ۱۷۳۲ م) کرّت ثانی به جانب بغداد حرکت نمود و در شهر کرمانشاهان شنید که فولاد پاشا [والی ادرنه] و ممش‌پاشا و [محمد پاشا] بیست هزار (۲۰۰۰۰) عسکر رومیه در کنار آب دیاله هشت (۸) فرسنگی زهاب مستعد محاربه نشسته‌اند، هشت (۸) منزل را در دو شبانه‌روز قطع کرده بر سر آن قوم رسید و درهم ریختند و رومیه گریختند، اموال و اثقال ایشان نصیب قزلباش آمد. و از آنجا با سپاه کینه‌خواه و علمهای نصرت‌پناه حرکت و در منزل علمداران محاذی کرکوک به مقابلۀ سرعسکر صفوف رزم برآراست. توپال [عثمان] پاشای سرعسکر از دیدن آن سپاه قیامت اثر سرآسیمه و متحیر ماند و پشت به قلعۀ کرکوک داده به اظهار تمارض و عدم تعارض دفع الوقت نمود، و دو روز اصلا به مقابله نیامد.

و لشکر قزلباش سورداش را که قلعه‌ای در دو فرسنگی کرکوک بود مفتوح کردند و آذوقه بسیار به دست آوردند و عزم تسخیر بغداد پیشنهاد همّت والا شد و حکم شد که ذخیره و آذوقه در دیاله به جهت صرف ایام محاصره بغداد جمع نمایند و خود به قراتپه آمد. رومیه اجتماع آذوقه و غلّه و سکونت قراتپه را حمل بر وهنی از طرف ایران کردند و توپال عثمان پاشای سرعسکر از کرکوک به‌در آمده ممش‌پاشا را با دوازده هزار (۱۲۰۰۰) کس بر سر اردوی طهماسب قلی خان فرستاد. چون این خبر شایع شد طهماسب قلی خان با سپاهی زبده و نخبه از قراتپه بر سر ممش‌پاشا که در حوالی آق‌دربند منزل کرده بود راند و کوس حربی به غرش درآورد.

در اثنای جنگ و غرش توپ و تفنگ سرعسکر نیز از راه دررسید، حملات متواتره قزلباشیه، سپاه ممش‌پاشا را از یکدیگر پراکند و هزیمت ایشان به صفوف سرعسکر پهلو زد، رزم درپیوسته شد:

نظم ز لشکر برآمد سراسر خروش زمین پرخروش و هوا پر ز جوش ز آوای اسبان و بوق سپاه شده قیرگون جسم خورشید و ماه همی تیغ بارید گفتی ز ابر پس و پشت بر جوشن و خود و کبر درخشیدن تیغ الماس‌گون به کردار آتش به گرد اندرون قریب ده هزار (۱۰۰۰۰) نفر از رومیه عرضه تیغ بی‌دریغ و سه هزار (۳۰۰۰) کس

اسیر گردید، اللّه یار نام کرایلی به سرعسکر رسیده به ضرب شمشیر سر او را بریده به حضور آورد، و جمیع اردوی ممش‌پاشا و توپخانه و احمال و اثقال رومیه به تصرف قزلباشیه درآمد، و سر سرعسکر را به بدن او ملحق کرده به حکم طهماسب قلی خان در تخت روان نهاده به عبد الکریم افندی قاضی عسکر رومیه دادند که او را برده در روم مدفون سازد، و مظفر و منصور به قراتپه مراجعت کرد. و بابا خان چپوشلو مأمور شد که در حوالی سرمن‌رای [- سامره] از آب شط عبور کرده حلّه و نجف و اشرف و کربلای معلی علی ساکنهما الف الف التّحیّة و الثّناء را مضبوط و آذوقه و غلّۀ آنجا را از رومیه محفوظ و به جهت ورود جنود قزلباشیه جمع و ذخیره کرده تا موکب فیروزی کوکب وارد شود، و خود با جمعی از دلیران ایران از قراتپه به جانب تبریز توجه کرد.

در ساوجبلاغ مکری معلوم شد که چون خبر هزیمت سرعسکر به تیمور پاشای ملی رسیده تبریز را خالی و به وان روان شده؛ و لطف‌علی بیک نایب تبریز از خلخال به شهر آمده به رتق و فتق پرداخت.

و خبر رسید که محمد خان بلوچ حاکم کوهکیلویه سر به عصیان برآورده و تمامت فارس را ضبط کرده، لهذا محمد حسین خان قاجار بیگلربیگی استراباد به سرداری آن حدود روانه شد؛ و اسماعیل خان قاینی به حکومت کوهکیلویه رفت و دوازده هزار (۱۲۰۰۰) سوار به اتفاق آن دو سردار مأمور شدند و به طهماسب قلی خان جلایر حکم شد که از اصفهان ایشان را امداد کند. و خود طهماسب قلی خان افشار پس از این قرار و بدار به سرمن‌رای مراجعت نمود و بر گرد بغداد سپاه کشید و به محاصره مشغول شد.

و پس از چند روز احمد پاشای والی بغداد اظهار وکالت در مصالحه کرده اسناد بیرون آورده به اردو فرستاد که معتمدی از طرفین معین نمایند و پاشایان رومیه حاکم گنجه و تفلیس و ایروان و شروان قلاع ضمیمه ایران را خالی کرده اسرا را که در محاربات به دست افتاده‌اند رد کنند، و احمد پاشا خود در باب بیرون آمدن عذر آورد و به جهت تخلیه ولایات کسان فرستادند.

ذکر عزیمت نایب السّلطنة طهماسب قلی خان افشار به مدافعت محمد خان بلوچ و بیان سوانح این سال

نایب‌السّلطنۀ افشار و سردار قهار از ظاهر بغداد کوچ و به قصد تنبیه محمد خان بلوچ به جانب فارس رکضت نمود، و توپخانه از راه خرم‌آباد فیلی به اصفهان روانه و خود از راه باغبانی به قلعۀ بیات رفته بنه را روانه دزفول و گروهی را به شوشتر مأمور و خود از راه بیابان به حویزه شتابان شد. پس از نظم آنجا به شوشتر رفته به قتل ابو الفتح خان والی شوشتر و نهب و غارت شهر اشارت رفت؛ و بابا خان فیلی و سران کردستانی را با بیست و چهار هزار (۲۴۰۰۰) نفر به تنبیه متمرّدان بختیاری روانه و خود از هرمز به بهبهان حرکت نمود.

و خبر رسید که محمد خان از شیراز حرکت کرده روانه شولستان الوار است. به تعجیل از بهبهان گذشته به احضار [۲۲۵]