به نام شاهی موسوم و در قزوین سکونت داد و خود را وکیل دولت و نایب السّلطنة خواند. بعد از سه سال و کسری نام او را از سکه و خطبه بینداخته در مغان بالاستقلال و الاستحقاق پادشاه گردید، چنانکه بین الاجمال و التفصیل نگارش خواهد یافت.
بعد از جلوس شاه عباس ثالث، محمد علی خان قوللرآقاسی را روانه هندوستان و احمد خان تفنگچی آقاسی را مأمور به روس نمود و به عزم انتظام بختیاری بدان صفحات رفت و محمد خان بلوچ را حکومت کوهکیلویه داد، سه هزار (۳۰۰۰) خانوار بختیاری را کوچانیده به خراسان فرستاد. قرب ششصد (۶۰۰) خانوار طایفه الوار زند که در سیلاخور و سربند به راهزنی میپرداختند نهب و غارت و قتل نمود و بعضی را به حدود ابیورد مأمور و ساخلو فرمود.
[رزم بغداد]
و موکب جلالت کوکب طهماسبی روانه بغداد شد، احمد پاشا والی بغداد، فتاح پاشا را به قراولی لشکر قزلباش روانه کرده در راه با قراولان ایرانی بازخورده اسیر شدند، و اردوی نایب السّلطنة طهماسب قلی خان به عرادهکشی توپهای گران مشغول بودند و در منزل رباط خان اردوی بزرگ منزل گزیده و طهماسب قلی خان خود با سواران سبای شبهنگام به جانب بغداد حرکت نمود؛ و علی الصباح به حوالی بغداد رسید، و چپاول در اطراف بغداد درافکند. و معلوم شد که احمد پاشا به خیال قلعهداری است و دو هزار (۲۰۰۰) سوار با محمد پاشای حاکم کوی به خبرگیری اردوی قزلباش فرستاده.
طهماسب قلی خان در مراجعت بدیشان بازخورد مانند گرگ گرسنه با سه هزار (۳۰۰۰) کس که همراه داشت بر سپاه بغداد حمله کرد، به هر گرزی برزی نرم و به هر صمصامی اندامی منشق ساخت. محمد پاشا زنده اسیر شد و از همراهانش زنده به در نرفت، و به حکم نایبالسلطنه افشار جسری بر شط بهریز بستند. و در این وقت فرستاده از جانب دولت نمسه به سفارت ایران دررسید و به آموزگاری او جسری از خشب و حطب به طول سه چهار زرع تعلیم یافتند، و از محل موسوم به دخاله نایبالسلطنه با دوازده هزار (۱۲۰۰۰) سوار به نهروان ده (۱۰) فرسنگی بغداد رفته تختهها و چوبها را به همراه برده بستند و ریسمانها محکم نموده خیکهای بزرگ را پرباد کرده به روی آب انداختند و چوبها را بر آن بستند و از روی آن گذشتند و به دور بغداد رفتند و در حوالی مسجد براثا سکونت جستند.
و چون سپاه قزلباشیه بالتمام از شط عبور نکرده به تدریج میآمدند سواد لشکر قزلباش در نظر احمد پاشا قلیل آمده، سی هزار (۳۰۰۰۰) کس با احمد پاشا والی عرفه و قرامصطفی پاشا و توپخانه و ینکیچریان دیوانه از شهر بیرون فرستاد، و نایبالسلطنه با سپاه قلیل صفآرائی فرموده طایفه قراچورلو که به حسب اسم و مسما شمشیرزن و پیشتاز سپاه دشمنشکن بودند. قراچوریهای هندی و مصری برکشیده بر قلب لشکر رومیه حمله بردند، توپچیان ینکچری شنلیک نموده، قراچورلو پس نشستند و از شعلۀ آتش چون شیر رمیدند، طایفۀ کوکلان ترکمانیه را به این خدمت مأمور، آنان نیز از عهده برنیامدند، افاغنه مانند بلای سیاه در برابر
روی رومیه پای ثبات افشردند، بیم آن بود که وهنی بزرگ به سپاه قزلباش رسد که گرد بقیه سپاه بلند شد. نایبالسلطنه افشار اسب برانگیخته به استقبال ایشان رفته به تعجیل و ایلغار سپاه جدید را بر سر رومیه آورده، از طرفین بازار مصاف رواج گرفت و اجل بیاع نقد روانها گردید، عاقبت الامر جنود بغداد انهزام یافته به قلعه گریختند و محصور شدند. پنج هزار (۵۰۰۰) کس از ایشان مقتول و کهنه بغداد و سر جسر به تصرف قزلباش درآمد، سامره و حلّه و نجف و کربلا و توابع بغداد مفتوح شد و بغداد را محاصره کردند.
ذکر وصول عثمان پاشای سرعسکر روم و محاربه طهماسب قلی خان با وی و شکست یافتن سپاه قزلباش در جنگ اول
چون احمد پاشا سابقا به دولت روم از کار ایران و ارادۀ تسخیر بغداد خبر داده بود، [توپال] عثمان پاشا سرعسکر با سپاهی بیحدّ و مر مأمور شدند و در وقتی که کار بر محصورین تنگ بود، خبر رسیدن [توپال] عثمان پاشا رسید، بعد از رسیدن سرعسکر به سامره، طهماسب قلی خان گروهی را به محاصرۀ بغداد گذاشته، شبهنگام تتمه سپاه را برداشته بر سر توپال عثمان پاشای سرعسکر که با صدهزار (۱۰۰۰۰۰) کس آمده بود رفت.
رومیه از کرکوک همه جا لب آب را گرفته چون آتش سوزان میآمدند و دو لشکر به یکدیگر رسیدند، در زمینی ناهموار میدان جنگ اتفاق افتاد، سپاه رومیه سه طرف اردو و سپاه خود را به مطریس و مورچل و عراده توپ و بادلیج استحکام داده به زنجیرهای گران قوایم آن را محکم نمودند. و پیش جنگان جنگجوی و یکهتازان گرمپوی از دو جانب به میدان درآمدند، در حملۀ اول سواران رومیه فرار و به درون اردو نرفته به کرکوک گریختند و بقیه رومیه به مطریس خود متحصن شدند و به توب انداختن پرداختند، و سوار و پیاده از اطراف بر توپخانه و مطریس رومیه حملهور گشتند.
و طهماسب قلی خان در جنگ توپخانه و ازدحام پیادگان در زیر دست و پای مراکب از اسب کوهپیکر چون پارۀ کوه درغلطید، به چالاکی بر اسبی دیگر برآمده به محاربه پرداخت؛ و چند کس را به سنان نیزه از اسب درانداخت. از حمله طعن، نیزهای بر سواری به کار برد که راکب و مرکب هر دو به سر درآمدند، اسب او نیز بر اسب سوار افتاده خورده تکیه کرد، دیگرباره طهماسب قلی خان به جهت تنومندی و عظم جثه از زین درغلطید باز جنیبت کشیده سوار شد؛ ولی لشکر به هم برآمدند و ثبات نورزیدند و پراکنده شدند و شکست در سپاه افتاد. و رومیان غلبه کردند و در این محاربه چشمزخمی تمام به سپاه قزلباش رسید و قریب پنج هزار (۵۰۰۰) کس اسیر و قتیل شدند و توپخانه به تصرف عساکر [۲۲۴]