سلطان سلیم پادشاه والاجاه هندوستان بود که با هزار (۱۰۰۰) کس در کمال رعب و شکوه وارد گردید و از جمله هدایای او ده (۱۰) زنجیر پیل قوی هیکل با سریرهای گوناگون زرّین و اقسام جانوران مانند ببر و کرگدن و شیر و آهو و بزهای هندی و گاوان بحری و مرغان سخنگوی؛ و آنچه از نفایس و اقمشه بود تحویل ناظر بیوتات شد.
و سفیر پادشاه روس نامه وسیع و عریض که به ترکی مغولی نگاشته بودند با چند دست شنغار شکاری که خاصه روس است آورده بود و بگذرانید، یک دست شنغار را شاه به سفیر هندوستان میرزا برخوردار خان عالم بخشید.
فرستاده قطب شاه والی کلکنده نیز هدایای خود را با نامه معروض داشت و هریک مورد توجهات خاصی گردیده در مساکن بیارمیدند.
[وفات حسین خان شاملو بیگلربیگی هرات]
و چون در این سال حسین خان شاملو بیگلربیگی هرات وفات یافته بود از ماوراءالنهر سی هزار (۳۰۰۰۰) اوزبک به سرداری یالنکتوش بهادر و دیگران به غارت خراسان آمدند کاری قابل نگارش ندیده مراجعت کردند.
[وقایع دیگر]
و شاه جشن نوروز یک هزار و بیست و هشت (۱۰۲۸ ه/ ۱۶۱۹ م) را در اشرف مازندران بگذرانید و به شکار لب دریا رفت در میانکال به صید آهو و غزال پرداخته مراجعت فرمود، و در آغاز گرمی هوا به اصفهان رفت.
و حکومت خراسان به قرچغای خان تفویض شد و تبریز به شاه بنده خان ولد پیربداق خان پرناک برگردید و حکم شاه به آوردن آب رود کرنگ به جانب اصفهان جریان یافت و بدان کار پرداختند.
و ایلچیان اطراف را با بنه و هدایا مرخص فرمود.
و قصبه دورق از اجزای حویزه به تصرف حاکم فارس درآمد.
و چند نفر سادات در گیلان دعوی نیابت حضرت صاحب الامر نموده چون کذب آنان ثابت بود به سیاست رسیدند.
و گروهی از ارامنه و نصاری که در جوار بختیاری زراعت میکردند از همسایه خود شکوه نمودند و از جانب شاه به آنها تکلیف مسلمانی شد قبول کردند و کل ارامنه و گرجیه که در مازندران بودند به شرف اسلام مشرف شدند.
در ذکر حرکت موکب شاه عباس ماضی به جانب خراسان و فتح قندهار و زمین داور و بعضی وقایع آن صفحات
چون در این سنوات در حدود خراسان اختلالی روی داد شاه عزیمت خراسان فرمود و ندر محمد خان برادر امامقلی خان پادشاه ماوراءالنهر، پاینده میرزا نام اوزبک را به ایلچیگری ایران فرستاد؛ و از جمله پیشکشهای او چهل و پنج (۴۵) رأس اسب قرقیزی و حصاری و بدخشانی بود. و فرستادۀ او با نامه ملاطفت ختامه مراجعت کرد.
و موکب شاهی در سیم جمادی الثانی هزار و سی و یک (۱۰۳۱ ه/ ۱۶۲۱ م) از اصفهان به عزم یورش خراسان در حرکت آمد و منزل به منزل با فرّ و جلال همیرفت و در فراه خبر مخالفت و قلعهداری عبد العزیز خان حاکم قندهار مسموع شد.
و چون قندهار در حقیقت از بلاد متصرّفه پادشاه ایران بود و چند سال سلاطین هندوستان تصرّف کرده بودند و به اظهار دوستی در رد آن دفع الوقت میکردند، شاه زیاده از این تأمّل نفرموده خسرو سلطان پازوکی را با جمعی به قلعۀ زمین داور مأمور فرمود و خود به جانب قندهار نهضت نمود، دلیران قلعهگیر را به محاصره حکم داد.
چون کار بر قلعهداران تنگ شد از در استیمان درآمده قلعه را تسلیم نمودند و بر منابر قندهار خطبه به نام ائمه هشت و چار (ع) خوانده شد و شاه نامه به پادشاه هندوستان فرستاده کسان او را روانه فرمود.
چون حاجی محمّد خان پدر عرب سلطان والی خوارزم از دولتخواهان پادشاهی بود و چنانکه گذشت به قوت شوکت این دولت به حکومت خوارزم رسید، در این اوقات پسران عرب سلطان با وی خلاف کردند و اسفندیار خان که ولد خلف او بود به درگاه شاه آمده استمداد کرد. شاه فرامین به حکام استراباد و تراکمه صاینخانی نگاشت که عرب سلطان را تقویت نمایند و مستقل دارند. و اسفندیار خان مراجعت کرد و ابو الغازی سلطان برادر او نیز با وی موافقت نمود.
دیگرباره عرب محمّد سلطان خوارزم شاه با استقلال گردید.
چون هوای قندهار روی به غایت گرمی داشت و غزاله خورشید در کام شیر درآمده بود، هوا چون کام شیر عفونت حرارت گرفته و چون طبع شیر آتشین شده، موکب شاهنشاهی از راه غور غرجستان که ییلاقیت داشت لوای مراجعت برافراشت. خسرو فیروزگر در بیست و سه (۲۳) روز از راه فیروزکوه به هرات آمد.
سفرا و ایلچیان ماوراءالنهر از جانب امامقلی خان به حضور آمدند و به مواحدت معاهده کردند، و سبب فتنه آن صفحات را وجود رستم محمّد خان بن ولی محمد خان اوزبک معروض و به حرکت او از آن حدود مستدعی شدند. شاه او را ملازم رکاب فرموده به همراه بیاورده در عراق الکا داد، و در هرات خبر فتح قلعه هرموز رسید که به دست امامقلی خان امیرالامرای فارس مفتوح گردیده است.
در تحقیق جزیرۀ هرموز که فرنگیۀ پرتگالیه تصرف نمودند و امامقلی خان والی فارس استرداد نمود و ذکر بنای بندر عباسی به نام شاه عباس
جزیره هرموز از جزایر مشهور بحر عمان فارس است و در قدیم الایام اردشیر بابکان در آنجا قلعه ساخته بود