بر مراکب کالجواری توکل به حفظ باری کرده از رود عبور نمودند، به سقناقات آن قوم رفتند، و جمعی کشتند و بسیاری اسیر گرفتند.
روزی نبود که سرهای قتیلان و رخهای اسیران از نظر شاه نگذرد، یکی از یوزباشیان به سقناقی قوی و با همراهان ضعیف درآمده منهزم شد شاه وی را بخواند و نصایح براند و به جهت عدم کیاست به سیاست رسانید، دیگران در هر رزم طریقه حزم مرعی داشتند و به احتیاط قدم برمیداشتند.
جماعت شروانیان که از آن سوی مأمور بودند به طایفه ایل که از جانب زکم میآمدند دچار خوردند و محاربه کردند همه را اسیر و قتیل نمودند و به حضور آوردند، مجملا در مدت بیست (۲۰) روز هفتاد هزار (۷۰۰۰۰) به قتل درآمده بودند و شمار اسیر را کسی نداند، صد و سی هزار (۱۳۰۰۰۰) گفتهاند و اللّه اعلم.
القصه شاه گرجستان را خاصه ولایت کاخت به کلی منهوب و ویران ساخت، پس از راه مردانقوب به کارتیل و از آنجا به تفلیس و از آنجا به گوگجهتنگیز آمده به انتظار ورود جنود رومیه اتراق شد.
[کشته شدن پیر بوداق خان پرناک]
و در این ایام که شاه در گرجستان بود اکراد محمودی و اولاد غازی بیک بهمنی ولد شاهقلی بلبلان به دستاندازی سلماس و توابع آن خیرهسری میکرد، پیر بوداق خان بیگلربیگی تبریز با گروهی به گوشمال اکراد رفته، ایشان نیز از بیگلربیگی وان و حدود رومیه استمدادی به وام گرفته به مقابله درآمدند. بعد از محاربه آخر شکست در سپاه تبریز درافتاده، پیر بوداق خان نیز نشناخته به قتل رسید، طوایف ترکمانیه و قاجاریه از این خبر به غایت ملول شدند، شاه والاجاه بندهپرور فرزند جوان پیر بوداق خان پرناک را که شاه بنده نام داشت لقب خانی داد؛ و حکومت تبریز و امیرالامرائی آذربایجان فرمود.
ذکر لشکر کشیدن محمد پاشای وزیر اعظم خواندگار روم بر سر ایروان و منکوب مراجعت کردن او به وان
چون سلطان احمد خان خواندگار روم به جهت آمدن جلالیان به ایران و بعد به واسطه حکام گرجستان و تفتن ایشان در سرحدات از شاه عباس مکدر بود و اختیار دولت او نیز در دست امرا و وزرا درآمده، هر روز جمعی با یکی موافقت میکرده و جماعتی مخالفت مینموده چنانکه دو نفر پاشا که وزیر اعظم و وکیل امر مصالحه بودند هر دو به قتل اندر آمدند و مصالحه همچنان ناتمام بماند.
مع هذا دیگرباره قانون جنگ را به آهنگ درآورده محمّد پاشای وزیر اعظم رابع و خامس را به سرداری عساکر منصوب و از تمام ممالک محروسه عثمانیه جماعتی کثیر و جیشی دلیر به همراهی او روانۀ دیاربکر کردند. و او از دیاربکر پای پیشتر نهاده مفسدهجویان اکراد سرحد نیز با وی همراهی و قلاووزی نموده با حشمتی تمام و شوکتی کامل از ارض روم به ایروان رو کرد. و شاه عباس ماضی صفوی نیز امرای قزلباشیه را به متابعت امیر دلیر بینظیر امیر گونه خان قاجار بیگلربیگی ایروان
مأمور و به حفظ قلعه تأکید فرمود.
و سردار رومیه با امرا و پاشایان و سنجق بیکیان و ینکچریان که زیاده از صدهزار (۱۰۰۰۰۰) کس بودند در سیم ماه شعبان به پای قلعه ایروان رسیدند و احاطه نمودند؛ و ترکجهبیلمز حاکم آخسقه که از شجاعان معروف آن سپاه بود با ینکچریان متعهد محاصره و تسخیر ایروان گردید و توپهای تنینتن ثعبان مهره کوهشکن بر اطراف حصار فروبستند و خیمه و شامیانه بر پای کرده نشستند؛ و شاه والاجاه سپاه قزلباشیه را گروه گروه با سرداران گردونشکوه به اطراف اردوی رومیان مقرر فرمود که همچنانکه ایشان قلعه را مرکزوار در میان گرفتهاند، قزلباش نیز معسکر رومیه را در میان گرفته محاصره نمایند و راه خروج و دخول بر باد صبا بسته دارند. و ایشان را چنان سراسیمه کنند که جمعیت حواس نباشد و ابواب امداد و انفاذ آذوقه را از چهار جانب مسدود سازند.
قرچغای بیک که شاهین تیزپرواز عقابانداز گرجیه بود و آخر به رتبه سپهسالاری ترقی نمود با قورچیان و غلامان خاصه از طرف اردوی معلی و امام قلی خان بیگلربیگی فارس را با سواران الوار و اتراک فارس از طرف شرقی اردوی رومیه و گنجعلی خان حاکم کرمان و حسین خان که در این ایام در تبریز بودند به قرب جوار امامقلی خان رفتند؛ و دلو محمد شمسالدّینلو را با قشون و لشکر خود به طرف غربی رومیه که جانب ارض روم است معین فرمود که راه آمد شد بسته دارد؛ و خلف بیک به موضع کهنهگیر در دامن کوه که یک فرسخی طرف شمالی قلعه است رفته که هرکس از اردوی شاهی به قلعه رود یا از قلعه به اردو آید محافظت کرده متوجه باشد.
و موکب فیروز کوکب پادشاهی هر روز بلکه هر ساعت در هر طرفی که مقتضی وقت باشد در جناح حرکت بود و به امرای اطراف مدد و پیغام و تقویت و برکت میرسانید، و آغروق و اردوی شاهی در درۀ الاکیس نزول داشت و اخبار هر جانب از کلیه و جزئیه دمادم معروض شد.
اما عظمای لشکر روم خاصّه ینکچری آقاسی که کمر همّت به تسخیر قلعه بسته و معاهدت این خدمت کرده بود جهد موفور به ظهور میآورد و از چند محل سیبه و مورچلها پیش آورده توپهای گرانسنگ قلعهکوب نصب نموده، توپچیان فرنگی و رومی دمی از کار فارغ نبودند. و از طرفی دیگر تلی خاک مشرف بر سر جدار قلعه