پرش به محتوا

برگه:Rauzat-us-safa.pdf/۳۷۴

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

قبضۀ آن چون تاج پرویز از یواقیت رمانی همی‌تافت و از قائمه و غلاف تا نعل سراسر به الماس و لعل بدخشانی ترصیع داشت و دوال و علاقه آن معلاق لئالی شهوار بود.

امرای دولت قزلباشیه در چنین وقتی آن اخبار روم و این هدیه هند را از آثار اقبال و امارات اجلال شمرده تفأل به نصرت و شوکت کردند، سایر تحف و هدایا با فرستادۀ پادشاه ذی جاه هندوستان از حضور شاه گیتی‌ستان درگذشت و بارها همچنان نگشاده بگشادن حصار معلق ماند.

هم در این ایام الکسندر خان والی گرجستان به عزم عتبه‌بوسی شاه عباس دررسید و دو طبق زر ناب که به نام نامی شاه والاجاه مسکوک کرده بود بر پیشگاه شاه نثار کرد و مورد توجهات شاهی شد. گرگین خان ولد سمیون خان گرجی والی بلاد کارتیل نیز در این ایام به حضور اعلی آمد و دو هزار (۲۰۰۰) خانوار از اویماقات روم که به سیل سپرن ملقب بودند، از آن ولایات به طاعت و خدمت شاه ایران دررسیدند، و در ری و خوار و فیروزکوه متوطن شدند. و جماعتی از ایل حاجیلر و شمس‌الدّین‌لو که در آن حدود می‌بودند به خدمت شاه آمدند و تاجهای سرخ دوازده ترکی حیدری بر سر نهاده قزلباش شدند.

و اللّه‌ویردی خان حاکم فارس که با دوازده هزار (۱۲۰۰۰) از ایلات فارس و الوار و خوزستانی به تسخیر بغداد رفته بود و بر اوزن احمد آقا والی بغداد غلبه کرده او را محصور داشت به حکم احضار به جانب ایروان روان شدند.

و اندر این ایام محاصرۀ ایروان، شاه به تخریب قلعۀ تبریز که رومیه ساخته بودند فرمان داد تبریزیان در روزی آن قلعه کوه‌بنیان را با خاک راه یکسان کردند و در زمان محاصره دو زنجیر توپ قارغان بزرگ که هریک به وزن سی (۳۰) من تبریزی سنگ و گلوله می‌انداخت به اتمام رسید و فرمان به تسخیر قلعه‌های ایروان صادر شد و یک توپ بزرگ را به طرف شرقی قلعه عتیق بردند.

و امیر گونه خان قاجار که تازه از حکومت قراباغ به اردو آمده با قاجاریه و سایر قورچیان مأمور شد که فی‌مابین قلعۀ جدید و قدیم مراسم قلعه‌گیری تصمیم دهد و جمعی به شرقی قلعۀ جدید معین شدند و یک توپ را در برج بزرگ برابر حصار جدید نصب نمودند، هریک از سرداران سیبه خود را پیش برده مورچلها و حفرها و نقوب و ثقب به پایان بردند و اسباب یورش قلعه جدید آراسته شد؛ ولی چون

ادوات جنگ از توپ و تفنگ با سپاه رومیه و فراز بروج قلاع بسیار بود یورش مایه قتل بسیار می‌گشت، ده (۱۰) روز پادشاه دین‌پناه در این باب به مشاوره و مسامحه گذرانید و خود شاه تهور کرده از تیرهای قلعه‌گیان نیندیشیده، اطراف قلعه را به دقت تمام ملاحظه کرده به ترتیب و قانونی که دستور العمل داد سپاه چهار جانب مستعد شورش و یورش شدند. نخست مقرّر بود که از اطراف قلعه عتیق طرح جنگ دراندازند و توپ و تفنگ رها کنند؛ ولی به جانب قلعه تقدم و سبقت ننمایند تا اهالی آن قلعه به خود مشغول شده نتوانند به معاونت اهل قلعه جدید پردازند، آنگاه سپاهیان بر قلعه تازه یورش انداخته مسخر سازند.

در بیان تسخیر و فتح قلاع و بقاع ایروان و قراباغ و انهزام رومیه و گرفتاری شریف پاشا سرعسکر و سردار عثمانی

در شب جمعه بیست و هشتم شهر ذی‌حجه الحرام و سیزده هجری (۱۰۱۳ / آوریل ۱۶۰۵ م) مقرر شد که علی الصّباح قلعۀ جدید افتتاح یابد. چون طلیعه کتیبه صبح کاذب آشکارا شد چاکران صادق‌العقیده صافی‌طینت روشن‌سجیت قزلباش به عزم یورش و پرخاش ساخته و پرداخته شدند، پنداشتی بامداد روز قیامت است و رجفه صور را آغاز علامت، به ناگاه چندانکه ممهد و معهد بود نخست شیپور توپخانه به نعره خواب‌آلودگان بستر غفلت را خبردار و بیدار کرد، توپچیان بر سر توپهای خود آمده فتیله‌ها برافروختند، سواران و پیادگان در چهارسوی قلعه جابه‌جا مترصد کار ایستاده و چشم و گوش در راه دیدار و گفتار نهاده به یک‌بار چندین توپ بزرگ و کوچک و خمپاره و بادلیج و چندین هزار تفنگ و شمخال به جانب قلعه و قلعه‌گیان شنلیک یافت، دود آسمان را سیاه کرد و نفیر طبل و نای و کوس و کرنای به ماه برآمد.

قزلباشیه به سنت خود سوران درانداختند و یکدیگر را مخبر ساختند، آنگاه به هیئت مجموعی اللّه اللّه گرفتند و از اطراف به جوانب حصار رفتند، گلوله توپها بروج مشیده را اوهن من بیت العناکب کرده بود تا رومیه سراسیمه به رها کردن توپ و تفنگ اشتغال جستند و دلیران پیاده قزلباشیه از رخنه‌های بروج عروج و از مداخل معابر خروج کرده بودند، دلیران ایران که همیشه چون شیران نر بودند، امروز چون مرغان تیزپر شدند چون طیور به هوا همی‌رفتند، رومیه وقتی از خود خبردار شدند که حصار از دلیران قزلباشیه مشحون بود و هریک تن به چنگال جمعی گرفتار آمده، خلقی انبوه به ضرب شمشیر غازیان مریخ شکوه به قتل رسید و بقیه امان خواستند و اموال و اثقال سراسر منهوب شد.

بعد از تسخیر حصار جدید گرد قلعه عتیق را دایره کردند، ذو الفقار خان سیبه را به دروازه برده و دروازه را به آتش بسوخت. امیرگونه‌خان و دلیران قاجار از مکمن خویش پای پیش نهاده به شیرحاجی رسیدند، از آنجا به برج برآمدند غو و غرنگ و توپ و تفنگ زلزله در بنیاد آن حصار و حصن استوار درافکند، حصاریان متوهم شده ابواب امید بر روی خود بسته دیدند، از در استیمان درآمدند. شریف پاشای عساکر رومیه وسایل برانگیخته معفو شد و با جمعی اعاظم