و حسینی بود به زیارتی مخصوص نذر کرده بود که پیاده طریق مشهد مقدس پوید و بدین گونه زحمت بدان حضرت تقرب جوید، اگرچه این کار مشکل مینمود و زحمتی صعب بود، در نظر علو همّت ملوکانه آن پادشاه درویشخصال و درویش پادشاه جلال سهل و آسان مینمود، لهذا این نیت را به ظهور آورد و بر احدی تکلیف موافقت در پیادهروی نکرد، سه نفر به طبع رغبت کردند که پیاده همراهی نمایند، از ملازمان
شاهی محمد زمان سلطان بایندری ترکمان مشهور به کاولی و مهتر سلمان دنبلی رکابدارباشی و میرزا هدایت اللّه اصفهانی نواده نجم ثانی.
و مقرر شد که رفقای ثلثه طنابی به دست گیرند و دوازده هزار (۱۲۰۰۰) زرع را که یک فرسخ شرعی است بپیمایند و مولانا جلال منجم یزدی حساب فراسخ را منظور دارد که از اصفهان تا مشهد مقدس عدد فرسنگ واضح شود و چنین کردند.
شاه عباس به مسجد موسوم به طوقچی که در خارج است راهسپر شده؛ و از آنجا به موضع موسوم به دولتآباد رفته به دولت و اقبال نزول نمود. پس از آن به منزل مورچهخورت و اردوی پادشاهی به قانون متداوله منزل به منزل کوچیده با توپ و تیب و فر و زیب همیرفتند. و هرجا که شاه از پیاده رفتن به ستوه آمدی لحظهای اقامت فرمودی و قدری آرام یافته بغنودی؛ و دیگرباره قطع راه پیشه کردی تا آنکه پای شاه از صدمات طی راه آبله برآورد، و وی از کمال اخلاص آن ابلهها را لؤلؤ شهوار شمردی و از آن زحمات پروا نکردی و گفتی:
رنج راحت دان چو شد مطلب بزرگ در دفتری دیدم که از بقیه طبقه نقطویه دهریه دو تن در کسوت فقر به شاه عباس رسیدند؛ و از آن عزم و عمل بپرسیدند؟ شاه والاجاه پاسخ داد که: در مذهب اسلام ثواب زیارت حضرت علیّ بن موسی الرضا علیه السّلام بسیار است، کما قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله ستدفن بضعة منّی بأرض طوس لا یزوره مؤمن الاّ أوجب اللّه عزّ و جل له الجنّة و حرم جسده علی النّار آن ملحد گفت: بر خبر واحد چندان اعتمادی نشاید.
شاه فرمود: قال امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب علیه السّلام: سیقتل رجل من ولدی بارض خراسان بالسم اسمه اسمی و اسم ابیه اسم ابن عمران موسی الا فمن زاره فی غربته غفر اللّه ذنوبه ما تقدم منها و ما تأخّر و لو کانت مثل عدد النجوم و قطر الامطار و ورق الاشجار. آن ملحد
دهری دیگر راه منکرانه شبهتی آورد.
شاه از عیون اخبار این حدیث برخواند که: قال ابو الحسن الرضا علیه السّلام انّی سأقتل بالسّم مظلوما فمن زارنی عارفا بحقّی غفر اللّه له ما تقدم من ذنبه و ما تأخّر. آن ملحد طبیعی گفت: اگر امام کامل بوده به حق پیوسته، چرا در سنگلاخ مشهدش میجوئی و بدین زحمت در این راه میپوئی، امام زنده را دریاب. شاه پرسید امام زنده کیست؟ آن ملحد نادان گفت: منم. شاه فرمود: او را گرفته برابر بردند و هدف تیر هلاک شد، رفیق او را نیز بدو ملحق ساختند. و به دمدمۀ آن شیاطین انس در نیّت و عزمش خللی آشکار نشد و منزل به منزل همیرفت تا بیست و هشت (۲۸) روز طی آن مسافت شد و قریب به شهر مقدس رسید و گنبد مطهر پدیدار آمد، شاه روی نیاز بر خاک ارادت نهاده با اقدام مجروح به قرب جوار آن بزرگوار اقدام کرد و به حریم حضرت درآمده با چشم اشکبار همیسرود:
عربیه یا ارض طوس سقاک اللّه رحمة ما ذا حویت من الخیرات یا طوس طابت بقائک فی الدّنیا و طیّبها شخص نوی بالسّناآباد مرموس شخص عزیز علی الاسلام مصرعه فی رحمة اللّه مغمور و مغموس
یا قبره انت قبر قد تضمنه علم و حلم و تطهیر و تقدیس
فخر فانّک مغبوط بجثة و بالملائکة الابرار محروس بالجمله شاه به زیارت آن مرقد با طهارت آمده، از روی خلوص نیّت و صفای طویت شروط تحیّات و زیارات به ظهور آورده، در آن قبّۀ گردون مطاف روز و شبی چند اعتکاف جست و به توبه و انابه و طاعت و عبادت اشتغال ورزید، و از آنجا به چهارباغ مشهد که دولتخانه شاهی بود منزل گزین شد.
بر ارباب بصیرت پوشیده نیست که تا اکنون هیچ شهریاری چنین کاری بزرگ نکرده است و قرب یک ماه راه پیاده نرفته است. بلی در تواریخ آمده که یکی از قیاصرۀ روم که همانا هرقل نام داشته نذر نمود که از قسطنطنیه برهنهپای بیت المقدس رود و برفت ولی راه را مفروش کرده و گل و ریاحین به زیر پای او میگستردند و بیست (۲۰) روزه راه را به دو ماه طی کرد، ولی شاه عباس بر بساط نرفتی و با موزه نبودی برهنهپای بر خاک قدم نهادی و از خار و خاره نیندیشیدی.
زین شدن تا آن شد فرقی است ژرف الحاصل شهور ثلاثه حرم رجب و شعبان و رمضان را شاه در آن بارگاه عرش انتباه به طاعت و فروض و سنن بگذراند و در لیالی جمعه و مبعث و استفتاح و برات و قدر در آن روضه منوره بسربردی و از شام تا بام در آن حرم خدمت کردی، گاه به شوق ارادت شمع برافروختی و گاه از سوزش محبت شمعوار سوختی، گاه در
حوالی مضجع مطهره به اوراد و اذکار بر رسم طریقۀ آبا و اجداد پرداختی و گاهی از همسایه صوری آن حضرت ضجرت یافته به این ابیات مترنم شدی:
عربیه قبران فی الطوس خیر النّاس کلهم و قبر شرّهم هذا من العبر ما ینفع الرّجس من قرب الزّکی و ماء علی الزّکی تقرب الرّجس من ضرر هیهات کل امرئ رهن بما کسبت له یداه فخذ ما شئت او فذر