پرش به محتوا

برگه:Rauzat-us-safa.pdf/۳۵۶

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

بودن و اظهار اینکه تا بلخ و بخارا عنان مراکب مواکب و کتائب ما کشیده نخواهد شد، در هرجا به استقبال اقبال می‌فرمائید ما حاضریم و به تقدیر ربانی تن درداده‌ایم.

و بعد از این مراسله مقرر شد که شاهزادگان خردسال خاصه محمّد باقر میرزا به اصفهان بازگردانند و سپاه مستعد یورش طویل باشند. و اوزبکیه که در نیشابور بودند از صیت جلالت پادشاهی فرار گزیدند و نیشابور مستخلص شد و به میرزا محمد سلطان بیات حاکم سبزوار سپرده آمد؛ و یک منزل متعاقب فرهاد خان سردار اردوی پادشاهی چون شگرف دریای مواج کوه و صحرا را مملو کرده همی‌رفتند و چنانکه مذکور شد، خبر قتل عبد المؤمن به طوس رسید، ابو المحمد بی‌حاکم مشهد با متابعین خود مشهد را فی‌الجمله غارتی کرده به جانب سرخس رفتند، و خبر به فرهاد خان رسید روی به مشهد کرده وارد گردید و کس فرستاده از این اخبار شاه را مژده دادند.

چون به شوق زیارت حضرت امام همام علیّ بن موسی الرضا علیه السّلام شاه اسلام حرکت همی‌کرد، از این فتوح مسرّت و سرور شگرف روی داد، در بیست و چهارم ذی‌حجه بر لب رودخانه شهر طوس نزول سعادت مأنوس وقوع یافت، دیگر روز به قصد ورود و زیارت آن مرقد مطهر حرکت نموده از لب رود مستعد ثنا و درود و مصمم زیارت و ورود گردید.

ذکر ورود شاه عباس صفوی به مشهد مقدس رضوی و از آنجا بیرون آمدن به عزم تسخیر هرات و مقابله با دین محمد خان اوزبک و کشته شدن او در جنگ

در روز فیروز بیست و پنجم ذی‌حجه شاه عباس موسوی الحسینی با چهل هزار (۴۰۰۰۰) سوار و پیاده‌روی به جانب شهر طوس نهاده، چون لختی راه سپرد، آثار گنبد مبارک حضرت امام والامقام غریب شهید معصوم مسموم علیّ بن موسی الرّضا علیهما التّحیة و الثّناء نمودار آمد، شاه درویش‌نژاد صوفی صافی‌اعتقاد سواری را خلاف ادب دانسته خود را از اسب پیل‌تن به خاک افکند و با هرچه امیر و وزیر و برنا و پیر به همراه داشت پیاده رخ نیاز بر خاک عجز و مسکنت نهاده، از روی حضور قلب، قصد زمین بوس امام الجن و الانس سلطان طوس یعنی:

بیت ذات علیّ کبریا نور جلیّ مصطفی سرّ خفی مرتضی فرزند موسی بو الحسن کرد، از آنجا که ارادت آن سیّد والانسب و سعادت آن خسرو عالی‌حسب بود اشک از دیدۀ حقیقت بین باریدن گرفت و از جسارتهای چندین‌ساله ارباب نفاق در آن حرم عرش وثاق و سفک دماء و سبی نسای شیعیان و خدام آن رواق گردون طاق زاریدن آغاز کرد، سپاه اخلاص آگاه به موافقت و متابعت شاه پایها برهنه کردند و چشمها پرآب با ادبی تمام مستعد ارادت آن امام همام شدند و شعشعۀ قبّۀ همیون در دیدۀ دیده‌وران آتش طور و مشعل نور همی‌نمود، و چون محرمان حرم احرام آن حریم کعبه توأم بسته به صدق و وفا و سعی و صفا قدم برداشته از خار و خاره متألم نگردیده همی‌رفتند، و به ترنّم امثال این ابیات تکلّم همی‌کردند:

نظم طوس حریم حرم کبریا است مدفن پاک شه پاکان رضا است کعبه اگر خانۀ آب و گل است طوس رضا کعبۀ جان و دل است آینۀ سینۀ سینا است طوس خوابگه بضعۀ موسی است طوس مهبط انوار الهی است طوس جلوه‌گه حضرت شاهی است طوس کعبه بود سجده‌گه خاکیان طوس رضا کعبۀ افلاکیان و همچنین پیاده می‌آمدند تا پایها از خلیدن خار و دریدن خارا پرخون شد، از فرط خلوص گفتی بر گل حمراء همی‌روند و بر پرنیان و خارا همی‌چمند، شاه برهنه‌پای و فکنده‌سر و گشاده‌دمع و شکسته‌دل در کمال ادب و حضور قدم بر خار و خاره گذاشته، چندانکه خوش‌آمدگویان به هر لباسی ممانعت و دلسوزی و خیرخواهی خواستند، سودی نداد؛ بلکه دلالت بر قلّت اخلاص آنان کرد. همچنین با خدم و حشم تا حرم محترم آمده به روضۀ مقدّسه رفته سعادت تلثیم یافت، و آن مرقد مطهر را از اسباب و زیوری که سلاطین بر سبیل نذورات بدانجا فرستاده بودند عاری دید، معلوم شد که گروه اوزبکیه در ایام توقف هرچه بوده تصرّف کرده‌اند ارباب منادیل به بردن قنادیل فتوی داده‌اند، و ظروف و اوانی و سیم و زری که در آن بقعۀ شریفه بوده اسراف و بدعت خوانده و از میان برده‌اند، بعضی را به حکام داده و برخی را خود خورده‌اند، علمای کلان ماوراءالنهر ثروت اهل آن شهر را نیز رخصت نفرموده، مال آنها را به نام ابن السّبیل و ایتام گرفته‌اند.

عربیه عجبت من شیخ و من زهده یذکر النّار و اهوالها یکره ان یشرب فی فضة و یشرب الفضّة ان نالها مع القصه شاه بعضی نذورات کرد که بعد از آن به عمل آمد و در مقام خود گفته آید، حکومت آن شهر ویران و سرپرستی آن مردم پریشان را به بداق خان چگنی سپارش کرد، بعد از شرایط زیارت به چهارباغ رفته گرفتاران اوزبکیه را که در جام اسیر سپاه بهرام صمصام شده بودند به حضور آوردند، محقق شد که چنانکه گذشت یتیم سلطان دین محمد خان صاحب‌اختیار هرات شده و قریب بیست هزار (۲۰۰۰۰) کس مهیا کرده ارادۀ یورش خراسان دارد، شاه دین‌پناه که مروّج دین محمّدی بود فرهاد خان را به مقابلۀ دین محمد خان مأمور کرده و روانه فرمود و خود بعد از سه روز حکم به حرکت سپاه داد؛ و شاه‌قلی بیک بیات را با پانصد (۵۰۰) سوار در رکاب نور محمّد خان اوزبک که به همراه بود به ضبط نسا و مرو و ابیورد بلاد سابقۀ او فرستاد و خود راه