پرش به محتوا

برگه:Rauzat-us-safa.pdf/۳۳۴

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

سپاه امرای قزلباشیه به قتل درآمده بوداق بگریخت و به قلعه باز شد و عریضۀ ضراعت‌آمیز به خدمت شاه عباس ارسال داشت و نور محمّد خان نیز از این کار از شاه عباس عذر خواسته و به عبد المؤمن خان هم اظهار خدمتی کرده هر دو را از خود خوشنود ساخت.

[محاصرۀ گنجه]

و در این سال که نهصد و نود و هشت (۹۹۸ ه‍/ ۱۵۹۰ م) بود محمّد خان قاجار زیاد اغلی و امرای قاجار قراباغ به محاصرۀ قلعۀ گنجه پرداختند، و چون ایلچی در راه روم شنید به شاه عباس اخبار کرد که این کار منافی مصالحه است، شاه عباس ایشان را منع کرده نپذیرفتند، بالاخره به دستیاری زبان‌دانان از حقیقت حال قاجاریه را احضار داد، ایشان ترک محاصره گنجه نموده امتثال امر شاه را منّت‌پذیر شدند و آخر گنجه بدو رسید.

[تنبیه یعقوب خان ذو القدر]

هم در این سال محمد شریف خان چاوشلو توهم نموده به گیلان رفته شاه او را خواسته، خان احمد گیلانی عذر آورده نفرستاد و امرای فارس و کرمان و یزد سرکشی کرده با یکدیگر منازعه کردند و فی‌مابین ایشان این منازعه به طول انجامید جمعی ضایع شدند و میر میران یزدی نیز افسادی و امدادی می‌نمود، لهذا شاه عزم فارس کرده چون به کاشان رسید معروض شد که یعقوب خان ذو القدر حاکم فارس به محاصره یزد رفته و بکتاش خان افشار ارشلو را که حاکم کرمان بود و به تصرف یزد آمده بود کشته است. شاه عباس لختی از فتنۀ او آسوده‌خاطر شد و کوتوال قلعۀ طبرک اصفهان که حکومت اصفهان داشت نیز طغیان کرده استمالت یافت و شاه به شیراز شتافت.

یعقوب خان روی گردانیده عزم رزم کرد، کاری از پیش نبرده فرار نموده به شیراز رفت و از آنجا به قلعۀ سپید که در متانت و حصانت مشهور آفاق است متحصن شد.

شاه عباس به فارس رسیده و به شیراز درآمد، ابراهیم خان والی لارستان به خدمت آمد مرحمت دیده بازگردید، امیرالامرائی فارس به بنیاد خان ذو القدر تفویض شد و امر کرمان منظم گردید و یعقوب خان به دست آمد و با جمعی مفسدین به قتل رسید.

[اعزام سفیر به هندوستان]

و چون بعد از همیون پادشاه بابری که در هندوستان وفات یافته بود و فرزندش اکبر پادشاه جلوس کرده بود آمدوشدی از سفرا فی‌مابین ایران و هندوستان اتفاق نیفتاده بود، و شاه عباس بنا بر سابقه مواحدت که ابا عن جد در میان این دو سلسله مرعی بود، یادگار سلطان روملو را به سفارت هندوستان و تجدید موافقت و محبت روانه نمود، و بعد از انتظام امورات فارس و کرمان و عراق در رکاب پدر نامور سلطان

محمد که به همراه شاه بود مراجعت به قزوین نمود و قشلاق در قزوین واقع گردید.

در بیان مصالحۀ رومیّه با شاه عباس صفوی و تشخیص سرحدات و اطلاق اسرای جانبین و مقهور شدن امرای طاغیه قزلباشیه و انتظام ایران

در این سال خیریت مآل شاه عباس جشن عید نوروزی در سعادت‌آباد قزوین کرده و میرزا محمّد وزیر ملقب به اعتماد الدّولة را به جهت اینکه پسرش در بعضی امورات نامناسب دلیری می‌کرد معزول فرموده، حاتم بیک اردوبادی که مستوفی الممالک بود به مرتبۀ بلند وزارت رسانیده اعتماد الدّولة لقب داد. و اللّه قلی بیک قاجار را که داخل قورچیان بود اللّه قلی خان نموده و یوزباشیگری کل که منصب بزرگی بود به او مفوّض فرموده.

و در همین سال که نهصد و نود و نه هجری (۹۹۹ ه‍/ ۱۵۹۱ م) بود ایلچیان دولت روم مراجعت نمودند و از جانب سلطان سلیم خان خواندگار خبر استحکام مصالحه آوردند، مهدی قلی خان ایلچی ایران نامه مودّت ختامه پادشاه روم را آورده شاه عباس تحریم و تکریم نمود. و از این مصالحه لختی آسوده‌خاطر شد.

چون یک شرط مصالحه رومیان آن بود که اسرای طرفین مطلق گردند، چند نفر از پاشایان که یکی از آن جمله مراد پاشا بود، در دست اهالی ایران گرفتار شده بود و در قلعۀ قهقهۀ قراداغ محبوس بود شاه عباس مرخص و مخلع و روانه روم بود.

از آن طرف نیز شاهرخ سلطان مهردار و مهدی قلی خان شاملو و دیگران مطلق العنان نموده روانه ایران داشتند. شاهرخ خان در راه بیمار و فوت شد، دیگران رسیدند و قورخمس خان که چندین گناه داشت و از جمله یکی دخالت در قتل سیّده بیگم والدۀ شاه عباس بود، در مجلس حضور به نظر شاه درآمده به دست

مبارک او را به قتل درآورد و فی الحقیقة قصاص شرعی کرد و دولت یار خان ولد خلیل سلطان سپاه منصور که در سجاس سر به طغیان و عصیان برآورده بود به دست آمده به یاسا رسید و امیر حمزه خان طالش ولد بایندر خان که در قلعۀ شندان سر کبر بر فرق کیوان کشیده داشت به حضور اعلی آمد و قلعۀ او به تصرف درآمد، و خود به مکه رفت.

و حسنقلی خان چاوشلو به اتّفاق داروغه دفتر همایون مأمور شدند که به همراهی خضر پاشا که از جانب خواندگار مأمور به تشخیص سرحد و سنور است تحقیق در رسیدگی و تعیین ثغور کرده باشند.

و شاه‌ویردی خان عباسی حاکم لر کوچک که مخالفت می‌کرد عریضه نوشته اطمینان یافته به حضور آمده مخلّع و معزّر بازگشت.

ذکر مراسلۀ حاجم خان خوارزمی و سرداری فرهاد خان قزلباش و آمدن عبد المؤمن خان اوزبک به خراسان و تسخیر اسفراین و بعضی واقعات خراسان

سابقا معروض افتاد که حاجی محمّد خان مشهور به حاجم خان حاکم خوارزم که همیشه با دولت صفویه رجوع و مودّت داشت و در زمان شاه طهماسب صفوی محمّد قلی سلطان فرزندش را به دربار شاهی فرستاد، در این سال که عبد اللّه خان بن اسکندر بن جانی بیک سلطان اوزبک جوجی‌نژاد و پسرش عبد المؤمن چنگیزنهاد کمر همت به تسخیر بلاد خراسان استوار کرده بودند، حاجی محمّد خان تجدید قواعد مواحدت کرده