تواند بیرون آمد.
و هر عاقل که به مقتضای عقل رفتار و در آیات و احادیث تأمل نماید ظاهر میگردد، [که] آن جماعتی که مشرف به شرف صحبت حضرت رسالت پناه گشته طریق بیعت و خدمت را مرعی داشته، سالها در اعلای کلمۀ حق با کفّار در رکاب آن حضرت مقاتله نموده باشند، خالی از شوایب نقصان و مستحق جنان خواهند بود. خصوصا آنها که به مقتضای آیه کریمۀ لَقَدْ رَضِیَ اَللّٰهُ عَنِ اَلْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبٰایِعُونَکَ تَحْتَ اَلشَّجَرَةِ به شرف رضوان حضرت ملک منان مشرف گشتهاند.
أُولٰئِکَ اَلَّذِینَ هَدَی اَللّٰهُ فَبِهُدٰاهُمُ اِقْتَدِهْ شک نیست که حضرات شیخین ذو النّورین از این جملهاند که به مصاهرت و مخانثت آن سرور معزز و مکرمند و حضرت ملک علیم صدیق اعظم را در کلام قدیم «صاحب» نامیده کما یقول إِذْ یَقُولُ لِصٰاحِبِهِ لاٰ تَحْزَنْ إِنَّ اَللّٰهَ مَعَنٰا و به مقتضی وَ مٰا یَنْطِقُ عَنِ اَلْهَویٰ إِنْ هُوَ إِلاّٰ وَحْیٌ یُوحیٰ [جمیع] اقوال و افعال آن حضرت به موجب وحی است و آن حضرت کمال توقیر و احترام ایشان [را مرعی] میداشته و در توصیف هریک احادیث کثیره وارد گشته، پس منکر کمال ایشان در کمال گمراهی و خذلان است.
و فی الحقیقة منکر قرآن و نسبتکننده نقص به سرور انس و جان [بوده باشد]، و معتقد و محبّ ایشان مرضی و متابع آن سرور باشد، بنا بر فرمودۀ اللّه تعالی قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اَللّٰهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اَللّٰهُ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ [ذُنُوبَکُمْ] امید است که به شرف محبوبیّت سبحان و عزّ غفران برسند.
و ایضا شجاعت و اهتمام حضرت امیر المؤمنین علی کرم اللّه وجهه در اعلای حق از آن مشهورتر است که بر کسی پوشیده بماند و آن جناب در آن زمان مبایعت و متابعت [خلق با ایشان بوده و خود نیز مبایعت و متابعت] نموده، پس این جماعت که نسبت نقص به آن سرور میکنند غافلند از آنکه ثبوت نقص به آن جناب لازم میآید.
ایضا چگونه است نسبت کردن [حضرت] صدیقه را رضی اللّه عنها
به سبّ با آنکه متفق علیه است که شرف فراش آن حضرت دریافته و محبوبۀ آن سرور بوده به بعضی امور شنیعه ناشنیدن آن [اولی است] جایز باشد و در قرآن مجید واقع است که اَلْخَبِیثٰاتُ لِلْخَبِیثِینَ وَ اَلْخَبِیثُونَ لِلْخَبِیثٰاتِ وَ اَلطَّیِّبٰاتُ لِلطَّیِّبِینَ وَ اَلطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّبٰاتِ پس ملاحظه باید نمود که نسبت خباثت به او منجر به کجا میگردد.
ایضا اگر زوجه کمینه بازاری را [اگر] به امر شنیعی نسبت نمایند آن بازاری در کمال وحشت میگردد، [پس] چگونه صاحب فراش خیر البشر را به امثال آن چیزها که از بعضی طایفه شیعه نسبت میدهند نسبت توان داد نعوذ باللّه من ذلک فاعتبروا یا اولی الالباب.
و اگر بعضی گویند که از ما امثال این امور واقع نشده [و] نخواهد شد، شک نیست که این مهملات را میشنوند و منع نمیکنند، پس ایشان نیز حکم آنها داشته باشند.
و آنچه نوشتهاند که به حکم آیه وَ لاٰ تَأْکُلُوا أَمْوٰالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبٰاطِلِ و حدیث لا یحلّ مال امرئ مسلم الاّ من طبیب نفسه چگونه اتلاف محصولات و زراعات مشهد مقدس [معلّی] حلال باشد؟ جوابش آن است که در آیه و حدیث اموال تخصیص به مؤمن و مسلم یافته و آنچه به تواتر ثابت شده که جماعت شنیعه شیعه میگویند از زمرۀ اهل اسلام و ایمان بیرون [بر] آمدهاند و آن آیه و حدیث بنا بر مفهوم مخالف که بعضی علما اعتبار کردهاند و آیات و احادیث دیگر که احتیاج به نوشتن نیست، دلالت دارد بر آنکه قتل و غارت اموال و سوختن و ویران کردن زراعات و عمارات و باغات اهل کفر جایز است و هیچکس را در آن خلافی نیست.
و ایضا حرب با جماعتی که بیعت با پادشاه اسلام و خلیفه ننمایند جایز است به اتفاق علما هرچند آن جماعت گویندۀ کلمۀ طیّبۀ
توحید و مسلمان باشند و بر آن دال است، بعضی [از] حروب که اسد اللّه الغالب علی ابن ابی طالب کرم اللّه وجهه در زمان خلافت خویش کردهاند و از آن قبیل است حروبی که اعلیحضرت خاقانی با بعضی از مسلمانان نمودهاند.
و آنچه نوشتهاند که زراعات و عمارات و باغات اطراف مشهد مقدّس وقف سر کار مزار فایض الانوار است که آبا و اجداد حضرت خاقانی وقف کردهاند، چون این دیار از جمله دار الحرب است و نزد لشکر اسلام موقوفات معتبر نیست، آن نیز حکم سایر باغات و زراعات دارد و بر تقدیری که تعیین و امتیاز یابد مصرف آنها مسلمانان خواهند بود، وقتی که به مصرف نمیرسیده باشد خلیفه را جایز است که آنها را به غازیان و لشکر [یان] اسلام حلال گرداند.
و آنچه نوشتهاند که اکثر ساکنان این دیار ذرّیۀ پیغمبرند بر تقدیر تسلیم گویا آیه کریمه إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صٰالِحٍ [را] نشنیدهاند.
و آنچه نوشتهاند که همه صالحند صلاحیت فرع اسلام است.
و آنچه نوشتهاند که در [مکه و] مدینه و شام با علمای سنّت صحبت داشتهاند:
بیت هرکه او روی به بهبود نداشت دیدن روی نبی سود نداشت و آنچه نوشتهاند که علما تحسین ایشان کردهاند ممنوع است و بر تقدیر تسلیم، بنا بر عدم اطلاع بر عقیده فاسده ایشان خواهد بود.
و آنچه نوشتهاند که ماه رجب از جمله اشهر حرام است و قتل و حرب در آن ماه با جماعتی که در مقام حرب نیستند جایز نیست،
جوابش آن است که حرمت اشهر حرم منسوخ است بنا بر احادیث صحاح مشهوره، بعضی از غزوات حضرت امیر المؤمنین علی کرم اللّه وجهه و رفتن آن حضرت بر سر اعادی در این اشهر دال است بر این.
و آنچه نوشتهاند [که آیۀ] وَ مٰا خَلَقْتُ اَلْجِنَّ وَ اَلْإِنْسَ إِلاّٰ لِیَعْبُدُونِ از محکمات است در آن شک نیست [لیکن شک نیست] که جهاد با کفر از اعاظم عبادات است وای بر آن جماعت که ترک عبادت نموده سب و لعن اکابر صحابه مینمایند، و این کفر [و] ذنوب را باعث ثواب میدانند [و] با آنکه متیقّن و متعیّن است که در لعن [کردن] شیطان که نصوص بر ملعونیّت او ناطق است ثواب نیست.
و عجب این است که با آنکه در میان ایشان جمعی هستند که معانی ظاهر آیات و احادیث را میتوانند دریافت و در ترجمه آیات و احادیث مکتوبه اظهار این معنی نموده، از این مذهب ظاهر البطلان برنمیگردند و متابعت ائمه اثناعشر علیهم السلام و سلف نمینمایند.
موافق قَدْ بَیَّنَّا اَلْآیٰاتِ لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ و اگر بعضی از مضلّین افترا نموده از بعضی ائمه