پرش به محتوا

برگه:Rauzat-us-safa.pdf/۲۷۱

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

خواندگار روم به جانب آذربایجان و دیاربکر و ارمنیۀ کبری و صغری و ذکر بعضی از وقایع و حوادث

بیان مجملی از فتنه‌انگیزی اسکندر پاشا حاکم ارزنةالروم اینکه بعد از مراجعت

خواندگار وی اول حاکم وان بوده و اعتباری در دولت خواندگار نداشته، وقتی علی الغفله از وان به خوی آمده حاجی بیک دنبلی را با جمعی از رعایا بکشت، به جهت این جلادت سلطان روم او را بیگلاربیگی [- بیگلربیگی] ارض روم کرده، در همان سال بر سر حسین خان سلطان روملو به ایروان آمده حسین خان از مقابله او به یکسو رفت، او جمعی را در ایروان بکشته مراجعت کرد و آوازه شجاعت و بسالت او به روم رسید و به حکومت آن بلاد مفتخر شد.

بعد از انهزام از سپاه اسماعیل میرزا چنانکه مجملا نگارش یافت، سلطان روم قصد یورش ایران کرد و به جهت استعداد این سفر در حلب طرح قشلاق انداخته به تهیه اسباب و طلب لشکر مشغول شد. و شاه طهماسب قشلاق در نخجوان کرده منتظر استقبال خواندگار روم بود.

سلطان سلیمان‌شأن سلیمان خان از حلب روی به آذربایجان نهاد، شاه طهماسب بهادر خان صفوی نیز از نخجوان حرکت کرده به ییلاقات بازارچای رفته گروهی از عساکر عمان شکوه به سرداری اسماعیل میرزا و معصوم بیک صفوی امیر دیوان و شاه قلی خلیفه مهردار به جانب وان و سلطان و آن حدود روانه فرمود.

گروهی دیگر را به سرداری سلطان حسین میرزا ولد بهرام میرزا و کاردانی شاه‌ویردی سلطان زیاد اغلی به طرف دیگر فرستاد و به هر دو گروه فرمایش کرد که تمامت معبر و راهگذر سپاه سلطان روم را خراب و ضایع و حاصل و گیاه عرض راه او را به کلی سوخته و آتش زده اثری از آبادانی و غله باقی نگذارند. سرداران مأموره چنین کردند و بازگشته به خدمت آمدند، در ییلاق بازارچای آسوده بنشستند.

چون سلطان سلیمان با سپاه بی‌حساب به مشقت و عذاب راهسپار عرصۀ این دیار گردید، افواج دریا امواج قزلباشیه به حکم پادشاهی به تاختن و غارت کردن و اسیر آوردن اردوی او مأمور شدند، از چهار سوی اردوی رومیه مانند گرگان گرسنه حمله می‌بردند و به جای گله اسیر و سر و کله می‌آوردند تا وقتی که سلطان سلیمان خان به نخجوان دررسید، جمعی کثیر از لشکر او قتیل و اسیر شده بودند و روزی نبود که دلاوران ایران از عساکر رومیه زنده و کشته و سر و یغما نیاورند. شاه طهماسب سان سپاه جرّار خواسته، چهل هزار (۴۰۰۰۰) سپاه آراسته پیراسته از نظر گذشت. بعد از عرض سپاه از ییلاق بازارچای با کوکبه سلیمانی و دبدبۀ چنگیز خانی در حرکت آمد:

لمؤلفه چو شیران نخجیر جوشد روان شه شیردل جانب نخجوان سپه در رکابش چو دریا به موج ولی کوه آتش جگر فوج فوج سلطان سلیمان خان به علّت قلّت آذوقه و نایابی قوت لایموت به جهت مراکب و راکب سپاه رومیّه و اخبار حرکت لشکر شاه طهماسب توقف در نخجوان را مایۀ انهدام بنیان شوکت و انعدام وجود حشمت دیده، العود احمدگویان به جانب ارزنةالروم بازگردید. و موکب همایون شاه در دنبال او همی‌رفت و سپاهیان دستبردهای نمایان‌زده غارت و یغما همی‌کردند؛ و مردمان معتبر از رومیه گرفته می‌آوردند. سنان بیک که از دلیران سپاه روم ممتاز بود با جمعی به قراولی اردوی رومیّه اشتغال داشت، قراولان قزلباشیه به آن قوم دچار شدند، بعد از عطف عنان و استعمال سیف و سنان، سنان بیک و همراهان او را دستگیر کردند و به حضور حضرت پادشاه ظل اللّه طهماسب شاه آوردند.

[مصالحه ایران و عثمانی]

سلطان روم از این اتفاق به غایت پریشان‌خاطر شده با محمد پاشا که صدراعظم آن پادشاه والاجاه بود، در باب مصالحه مشاوره کرد او را در این امر ترغیب و تشویق تمام نمود و محاسن صلح را با معایب جنگ موازنه کردند، در منازعه خسران بسیار و در مصالحه منافع بیشمار دیدند؛ لهذا به امرای آن دربار رسیلجاتی که وسیله مصالحه است نگاشته ارسال داشته به بازفرستادن سنان بیک نیز ضمنا استدعا رفت. پادشاه اسلام که همیشه خاطرش به ترفیه حال عباد و آسایش اهل بلاد مایل بود ابواب محاربه نگشود و به مقتضای کلام حکما که گفته‌اند: اعظم الخطایا محاربة من یطلب الصّلح در این وقت سنان بیک را روانه کرده و شاه‌قلی بیک که از ریش‌سفیدان قاجار بود با او فرستاده و اظهار وداد و اتحاد با سلطان سلیمان فرمود.

شاه روم نیز شاه‌قلی بیک را خورسند و معزّر و مخلع بازفرستاد و اظهار یگانگی کرد.

شاه طهماسب فسخ عزیمت از محاربه رومیه نمود و قصد غزای کفار گرجستان پیشنهاد خاطر دریا مقاطر گردید.

و از طرفین ایران و روم به معاونت سفرای عاقل امر مصالحه صورت گرفت سنور و ثغور و سرحد طرفین مقرّر شد، و مسلمانان آسوده‌خاطر زندگانی کردند و مستعدان عجم تاریخ این مصالحه را «الصلح خیر» یافته‌اند و در کارگاه خیال چنین بافته:

نظم پادشه روم و شه کامکار صلح چو کردند بهم اختیار منهی اقبال در این کهنه دیر غلغله افکند که «الصلح خیر»

ذکر لشکرکشی سلطان غازی شاه طهماسب بهادر خان نوبت چهارم به غزو گرجستان و