بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
جواهر حمد و سپاس و لآلی شکر بیقیاس نثار بارکاه پادشاهیکه سراپردۀ عظمت او برتر از کون و مکانست و شاروان عزّت او خارج از زمین و آسمان شعر کل ما یرتقی الیه بوهممن جلال و رفعت و سنأفالذی ابدع البریة اعلیمنه سبحان مبدع الاشیأ نیابی تو بیحمد و شکر خدای درون سراپردۀ غیب جای مالکالملکیکه اساطین سلاطین تا سر رقیت و عبودیت در حضرت ذوالجلالیش بر زمین مسکنت نهند منشور اختیار و اقتدارشان بنشان عنوان إِنِّی آتِیکُمْ بِسُلْطٰانٍ مُبِینٍ موشح نکردد و واهب المواهبیکه خواقین حشمت آئین تا پیشانی خضوع و خشوع بر ساحت عزت لایزالیش نمالند در زمرۀ متمکّنان مکان وَ لَقَدْ مَکَّنّٰاکُمْ فِی اَلْأَرْضِ منتظم نشوند بیت پادشاهیکه پادشاهانراپادشاهی ز فیض نعمت اوست سرفرازان و تاجدارانراکردن جان بطوق خدمت اوستو صلوات و سلام بر سیّد انام و ماحی ظلام و حامی دین اسلام که لواء دولت او بر طراز آدم و من دونه تحت لوائی مطرز است و رایت نصرت آیت فتح مسرّت معلم والامنصب کنت نبیّا و آدم بین الماء و الطّین متمکّن مسند لِتَکُونَ مِنَ اَلْمُنْذِرِینَ بِلِسٰانٍ عَرَبِیٍّ مُبِینٍ نص نبوتش مهر از فصّ و لکن رسول اللّه و خاتم النّبیّین و رایت رسالتش را طراز آئینه وَ مٰا أَرْسَلْنٰاکَ إِلاّٰ رَحْمَةً لِلْعٰالَمِینَ ماه مجلس احترام آفتاب سپهر احتشام پیشوای زمرۀ انبیا مقتدای فرقۀ اصفیا صدرنشین بارکاه اصطفا ابوالقاسم حبیب اللّه محمد مصطفی صلی اللّه علیه و آله و سلم بیت ایصدرنشین هر دو عالممحراب زمین و آسمان همای کنیت و نام تو مُؤبّدبوالقاسم و احمد و محمّد و شرایف روح و ریحان و لطایف رحمت و رضوان بر روان آل اطهار و امجاد و اصحاب اخیار اوتاد او باد که میادین دین را شیر عرین و شهرستان ملت را حصن حصین بودند اما بعد چون رای عالمآرای ملازمان خداوندکاری مملکتپناهی مظهر لطف و رحمت الهی صاحب نفس قدسیه مالک ازمّۀ ریاست انسیّه مشیّد قواعد رأفت و احسان مؤکّد مبانی رحمت و امتنان رکن سلطنت خاقانی مقرّب حضرت سلطانی آن بلطف او امیدوار و از عنف او هراسان هر بد و نیک نظام الشّریعة و الدّولة و الدّین امیر علیشیر بیک اللّه تعالی علوّ مناصبه