این برگ همسنجی شدهاست.
127
OMAR KHAYYAM
۱۸۶
| گر باده بکوه بر زنی رقص کند | ||||||
| ناقص بود آنکه باده را نقص کند | ||||||
| از باده مرا توبه چه میفرمائی | ||||||
| روحیست که او تربیتِ شخص کند | ||||||
۱۸۷
| گه گه دلِ من درین قفس تنگ آید | ||||||
| از همرهی آب و گلش ننگ آید | ||||||
| گفتم که مگر بشْکنم این زندانرا | ||||||
| پایم ز رکابِ شرع بر سنگ آید | ||||||
۱۸۸
| گویند که ماهِ رمضان گشت پدید | ||||||
| مِن بعد بگردِ باده نتْوان گردید | ||||||
| در آخرِ شعبان بخورم چندان می | ||||||
| کاندر رمضان مست بیفتم تا عید | ||||||
186.C. L. N. A. I.
187.N.Meaning, 'I would make away with myself, were it not for "the Almighty's canon 'gainst self-slaughter."
188.C. L, N. A. I.Note wa omitted in line 2.Also ascribed to Jalal 'Asad Bardi.