برگه:PEYMAN 1 1.pdf/۲۸

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
—۲۸—

1- کوست خراسان - شامل خراسان امروزی و خوارزم و بخارا و سغد (ماورالنهر) و گرگان (استراباد) و هرات (افغانستان) و مانند اینها. خوراسان بمعنی خورآبان است جایئیکه از آنجا خوشید در می‌آید یا بعبارت امروزی مشرق. چنانکه اسعد گرگانی در ویس و رامین در این باره می‌گوید:

 بلفظ پهلوی هر کش سرآیدخوراسان آن بود کانیا واژه ناخوانا درآمد. 
 خراسان پهلوی باشد خور آمدعراق و پارس را زوخور برآمد. 
 خراسان است معنی خور آبانکجا زو خور برآینسوی ایران.[۱] 

2- کوست خور بران- شمال سورستان (عراق) و کرمانشاهان و همدان و مانند اینها تا سرحد روم. خور بران بمعنی خور روان است و جائیکه خورشید در آنجا فرو میرود یا بعبارت امروز مغرب و همین کلمه است که خاوران و خاور گردیده.

3- کوست باختر- شامل آذربایجان و ارمنستان ایران و گرجستان و آران و کوهستان قفقاز و دربند و ری و دماوند و گیلان و تپورستان (طبرستان) و دیلمان پالشان. باختر یا اباختر در فارسی بدو معنی بوده یکی «توده ستارگان» که بعربی برج و صورة الکواکب نامیده میشود و دیگری شمال که در اینجا این معنی دوم مقصود بوده.

4-کوست نیمروز- شامل خوزستان و پارس و کرمان و سند و سیستان و یمن و مانند اینها. نیمروز بمعنی ظهر است ولی چون بهنگام ظهر آفتاب در جنوب دیده میشود جنوب را نیمروز نامیده‌اند که در اینجا معنی مقصود بوده.

پادشاهان ساسانی برای هر یک از این چهار کوست فرمانروائی

  1. ویس و رامین ص 119.