برگه:PEYMAN 1 1.pdf/۱۵

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
—۱۵—

راه گزارده شود نتیجه بدست نخواهد آمد. پندد هم باید بزبان برنده گزارده شود. پندی که با شوخی یا با رمان آمیخته شود دوائی را می ماند که با آب انبوه آمیخته باشد و اثر خود را از دست دهد.

این بهانه رمان نویسان بدان می ماند که پدری بهنگامی که بفرزندان خود پند می آموزد و راه زندگانی می نماید پیش از شروع سخن جست و خیزهائی کرده و چند ملغی بزند و در اثنای گفتگو نیز گاهی واژه ناخوانا گاه دست افشنده و پای بکوبد و عذرش آن باشد که پند را با شیرینی ادا بازی بهم در می‌آمیزم تا فرزندانم درست گوش فرادارند و اندرزهایم را باندیشه سپارند.

یا بعبارت بهتر بدان می ماند که لوتی بند بازی در اثنای بازیهای خود که مردم را سرگرم می یابد ناگهان زبان به پند گشاده سخنان حکیمانه بسراید و مقصودش آن باشد که از این راه به پیشه پشست خود رویۀ دیگری داده و خویشتن را در شمار بزرگان و ستودگان جهان جای دهد. زهی نادانی واژه ناخوانا بند باز بند باز است اگر هم صد واژه ناخوانا پند سراید.

پند بمردم سرودن و آنان را بعیبهای خود راه نمودن افسانه نمی خواهد. نابکاریها و کامگزاریهای زن نابکاری را مو بمو باز گفتن خود مردم را به نابکاری خواندن است و پندهائیکه در این میانه سروده شود جز اینکه از ارزش پند بکاهد نتیجه دیگری نخواهد داد. آیا اشعار حکیمانه که مطربان در بزمهای باده گساری و کامگزاری میسرایند جز اینکه ارزش آن اشعار را کم کند اثر دیگری دارد؟!

هر سخنی را پند نتوان شمرد. پند آنست که از دل پاکی برخیزد و با زبان پاکی گزارده شود.

از همه این سخنها میگذریم: اگر براستی مقصود در آمیختن