برگه:PEYMAN 1 1.pdf/۱۴

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
—۱۴—

ولی در این جا نیز تیر رمان نویسان بخطا می‌رود. چه بیشتر رمان هایی که ما دیده ایم آنچه ندارد پند است. بسیاری هم سر گذشت زنان نابکار و زشت کاری های آنان ات. بویژه در اروپا که چون هر کاری تنها برای پول گرد آوردن است رمان نویسان هم این کار را وسیله برای پول اندوختن گرفته اند و تا می توانند بی شرم‌ترین افسانه را می بافند که خریدار بیشتر داشته باشند و در همه جا پای زنان نابکار را به میان می کشند و هر گاه مانعی در کارشان نباشد هر سخن زشتی را گفته و هر صورت واژه ناخوانا را می نمایند.

یکی از رمان نویسان معروف آناتول فرانس است. این مرد چه اندرزهایی بجهانیان دارد؟ آیا جز اوهام واژه ناخوانا و یاوه بافی از سراسر کتاب های او چیزی بدست می‌آید؟! واژه ناخوانا نادانک چنان قافیه را باخته که هر فصلی از کتابش رنگ دیگری دارد. در یک جا داستان راهبان صومعه نشین را که در بیابان نیل بسر می‌برده‌اند سروده بکرامتهایی که از ایشان نقل شده (کرامتهایی که ما باور نداریم) رنگ حقیقت میدهد. در جای دیگر سخن را بانکار خدا و دین میرساند. آیا واژه ناخوانا آن کجا و این کجا؟ آیا مقصود این مرد جز رواج بی دینی و نابکاری زنان و مردان چیز دیگریست؟! پس کو اندرزیکه او بارمان واژه ناخوانا در آمیخته؟!

الکساندر دوما چه پندهائی بمردم داده؟ آیا جز اینستکه او و رفیقش آناتول در سایه رمانهای خود هزارها بلکه ملیونها زن و مرد را از پاکدامنی محروم ساخته‌اند؟!

دیگر آنکه هر کاری در جهان راهی دارد که اگر بجز از آن