برگه:Owrazan - Jalal Ale Ahmad.pdf/۸۶

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.


بصورت «ک». در لغات زیر:

جیر – پوجار – دمیجار – ریک، که بترتیب بجای زیر – پاافزار – دیمی زار – ریز، می‌آید.

۳– تبدیل حرف «ب» است به «ف». در لغات زیر:

سیف – جیف – فینی – زفان، که بترتیب بجای سیب و جیب و بینی و زبان، می‌آید و بالعکس «رف» در لهجهٔ محلی «رب» میشود.

۴– معادل حرف «ر» کلمات فارسی در کلمات محلی اغلب «ل» بکار میرود. در لغات زیر:

چل – غلبال – چمبله – اصطل – بلگ – اوسال، که بترتیب بجای چرخ – غربال – چمبره – استخر – برک و افسار می‌آید.

۵– «ه» غیر ملفوظ در آخر کلمات فارسی در لهجهٔ محلی در برخی موارد بصورت «ک» درمی‌آید. گاهی ماقبل مضموم و گاهی ماقبل مفتوح.اما این «ک» هیچوقت ماقبل مکسور نیست. مثلا در لغات زیر:

خالک – شوپرک – اسپرک، که بترتیب بجای خاله – شب‌پره – اسپره می‌آید.

ج – تشدید حروف

۱– در لهجهٔ محل حرف «چ» اگر میان دو حرف صدادار قرار گرفته باشد بشرط اینکه مصوت دومی بلند، یعنی (آ – او – ای)، باشد مشدد است. در کمات زیر:

قاچی لی – گوراچان – اچین واچان – بواچال – کولاچیه و غیره...

۸۸