برگه:Owrazan - Jalal Ale Ahmad.pdf/۵۰

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

میکنند و بخانه‌های خود میروند. اما جوانها بیست نفری هستند که تا صبح بیدار میمانند. هریک پولی میگذارند، گوسفندی و برنجی و روغنی میخرند. همان شبانه. و زنها شبانه میپزند و میخورند. چایی هم براه است. گاهی هم یکی آواز میخواند یا یکی نی میزند و دیگری میرقصد. تا صبح باین صورت سر میکنند. همین عده صبح که شد داماد را با خود بخانواده‌های اقوام ببازدید میبرند و هرجا شیرینی و چای میخورند تا نزدیک ظهر که بخانهٔ داماد برمیگردند. پیرمردان نیز آمده‌اند و با هم ناهار میخورند. زنها نیز در این ناهار شرکت دارند. منتها در مجلسی جداگانه و باز با همان آش و نان و پنیر. بعد از ناهار سر داماد را میتراشند. سرتراشی چه در سوگ و چه در سرور یکی از مراسم فراموش نشدنی است. بعد پیرمردها برمیخیزند. بمنزل عروس سری میزنند. و اگر جهیزی در کار باشد صورت برمیدارند و شهادت میدهند. مختصر لباسی برای عروس و داماد و یک صندوق. اما کیسه توتون، بند تنبان و سفرهٔ کمری جزء لاینفک جهیز است. اگر هیچ چیز دیگری هم در کار نباشد اینها مسلماً هست.

از طرف دیگر عروس را نیز روز قبل بحمام برده‌اند و لباس نو پوشانده‌اند و زینت و بزک کرده‌اند و آماده‌است. صورت‌برداری از جهیز که تمام شد آن را در صندوق میگذارند. بندرت اتفاق می‌افتد که جهیز یک عروس دو صندوق باشد. صندوق را اگر یکی باشد بکول کسی میگذارند و اگر دو تا، روی قاطر میبندند و جلوی عروس راه می‌اندازند. عروس نیز سوار قاطر دیگری میشود که از آن زیور و زینت آویخته است. سر قاطر را با حنا رنگ کرده‌اند و منگوله زده‌اند. دهنهٔ قاطر را برادر عروس یا یکی از مردان نزدیک باو میگیرد و براداران دیگرش یا خویشاندان

۴۹