برگه:NadereAyyamRobaiyatKhayyam.pdf/۲۹

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.

مأخذهای فارسی
۱۹
 

دست کرد «خلقته بیدی»[۱] نامزد کردند و از جامه خانه قدم قبای‌بقا در وی پوشیدند و بلطف «رحمة للعالمین» تشریف دادند و رویش از ملکوت عالم بینش بکلبهٔ آفرینش آوردند؛ تا از بارگاه تشریف بکارگاه تکلیف نامهٔ «روحاً مـن امرنا فنفحت فیه من روحی»[۲] ایصال کند. چون از قرارگاه کلمه کشش نظر کرد؛ سباعی که در بیشهٔ «سبعاً شداداً»[۳] ساکن بودند، پنجه‌ها گشادن گرفتند و شیاطینی که در بارگاه انسانیت آمد و شدی داشتند، به تیغ و قلم تیز کردن آغاز کردند. چون کدخدای ربانی و پادشاه روحانی آن قاصدان و معاندان را بدید، رسولی از درگاه بیزبانی ببارگاه بیگوشی فرستاد که بی‌نیازمندی را از گلشن ناز و لطف بمشتی بی‌نماز فرستی و با او جامهٔ قدم و نامهٔ قدم همراه کرده، در این بیابان نفسانی جوق جوق دیوان‌نامه دزد می‌بینم و در این بیشهٔ جسمانی رده رده ددان جامه دِر و من، گدا و در ولایت غربت؛ دریاب مرا. می‌ترسم که در این غریبستان ناپاک بیباک این نامه و جامه بر من بزبان آورند و در حال بزبان تأیید بگوش تهدیدش فروخواند: «یا ایها النبیّ حسبک الله و من اتبعک من المؤمنین» ای از آلای بالا روی بمکمن بلا نهاده و ای جوهر یگانه و ای مرد مردانه مترس و بترسان که ترسانیدن را رفتهٔ؛ نترسیدن را. دلیروار از صخرهٔ ایمان بمیدان اسلام خرام و مَهَراس که روح مجرّد و نفس مطمئنهٔ ترا حامی مائیم و جسم مکرّم مرکّب ترا نگهبان، عُمَر بس؛ که جز سایهٔ سیاست او، چاوشی درگاه ترا نشاید و از دیوان مبین، لقب او «صالح المؤمنین» دادیم؛ تا همچنانکه صالح حضرت ما بامر ما ناقهٔ ما را از سنگ بصحرا آورد، صالح درگاه تو بعزّ تو نامهٔ ترا بصحرا آورد. تو باک مدار که ما آنجا که بستان تو سبز کردیم، همهٔ چرندگان را پوزه بند بر بستیم و آنجا که شمع تو افروختیم، همهٔ چمندگان را لویشه[۴] بر کردیم. نگهبان جامه و نامهٔ تو داد عمر


  1. خلقت بیدی، از آیهٔ ۷۵ سورهٔ ۳۸ (الرمز) یعنی؛ آفریدم بدو دست قدرتم.
  2. روحاً من امرنا، از آیهٔ ۵۲ سورهٔ ۴۲ (الشوری) یعنی؛ روحی از امر خود و نفحت فیه من روحی، از آیهٔ ۲۹ سورهٔ ۱۵ (الحجر) یعنی؛ و دمانیدم در آن از روحم.
  3. از آیهٔ ۱۲ سورهٔ ۷۸ (النبأ) یعنی؛ هفت طبقهٔ استوار.
  4. لویشه بر وزن همیشه حلقه‌ای باشد از ریسمان که بر سر چوبی نصب کنند و لب اسبان و خران بدنعل را در آن حلقه کنند و بتابند تا حرکات ناپسند نکنند.