برگه:Moz16 20.pdf/۲

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
جلسه ۲۰
دورهٔ ۱۶
مذاکرات مجلس شورای ملی

۲– بقیه مذاکرات در گزارش کمیسیون دارائی راجع بشور اول فروش خالصجات

نایب رئیس – گزارش فروش خالصجات مطرح است. آقای اردلان.

اردلان – وقتی که در کمیسیون قوانین دارائی که بنده افتخار عضویت آن را دارم این لایحه فروش خالصجات مطرح بود بنده بهمکاری سایر آقایان محترم کوشش کافی کردیم که این لایحه بصورت خیلی خوبی تنظیم و تقدیم مجلس شورای ملی بشود وقتی که بنده گزارش کمیسیون را که تهیه شده بود بردم منزل مطالعه کردم دیدم با کمال مراقبتی که در این قسمت کردیم معهذا بعضی نکته‌های بسیار مهم از نظر افتاده این است که حالا که جناب آقای وزیر دارائی تشریف دارند از آقایان نمایندگان محترم استدعا میکنم توجه بفرمایند که ما بتوانیم این دو نکته‌ای که من به عرض آقایان میرسانم در گزارش اصلاح بکنیم که انشاءالله یک لایحه جامع و بسیار مفیدی از تصویب مجلس بگذرد. بنده فکر کردم که این خالصجاتی که ما می‌خواهیم واگذار کنیم بزارعین و کشتکاران ممکن است بعضی از این خالصجات دارای قنوات باشد و البته بعضی از آنها هستند که از رودخانه مشروب میشوند ولی بعضی که از قناعت مشروب می‌شوند اگر ما آمدیم اینجا را خرد کردیم و به کشاورزان دادیم اگر یک وقتی قنات آنها پشته کرد و خراب شد بنظر بنده این ملک و این ده رو به خرابی میرود (صحیح است) و ما باید در این لایحه که امروز مطرح است یک فکر صحیحی برای قنوات املاک ایران و مخصوصاً این املاک بکنیم چه در موضوع خالصجاتی که واگذار میکنیم و چه اگر بتوانیم راجع بقنوات کلیه کشور. این بود که بنده در این خصوص مطالعه کردم و خواستم نظرم را حالا بعرض آقایان نمایندگان محترم برسانم و استدعا کنم باین عرض بنده که حائز کمال اهمیت است توجه بفرمایند. امسال در ایام عید نوروز که بنده به مشهد مشرف شده بودم در نزدیکی سرخه که نزدیک سمنان است برخوردم به یک عده برزگر و بچه و زن پرسیدم اهل کجا هستید گفتند اهل کاشمر هستیم چون قنات ما خراب شده بود و ده ما خشک شد و کسی هم به حال ما توجه نکرد آمده‌ایم اینجا و بحدی وضع این اطفال تأثرانگیز بود که حقیقتاً دل سنگ آب می‌شد از همان ساعت بنده به این فکر افتادم و خوشبختانه این لایحه رسید و اجازه داد که راه‌حلی در این خصوص بعرض برسانم و آن این است که ما بیائیم در سراسر ایران کلیه قنوات املاک مزروعی را بیمه کنیم با یک مبلغ جزئی که هر مالکی یا هر خرده‌مالکی بابت بیمه قنات در سال می‌پردازد یک مبلغ هنگفتی جمع میشود و اگر در سال یک عده‌ای از قنوات خراب شد آن مؤسسه بیمه میتواند تعمیر آن قنوات خراب را از آن محل تأمین بکند بنابراین نه تحمیل بزرگی به مالک است و نه ضرری متوجه بیمه خواهد شد. این یک مسئله‌ایست که در تمام ممالک دنیا نسبت بامور اجتماعی و انتفاعی که مورد ابتلای مردم است عمل میشود اشخاص وقتی که خودشان را بیمه میکنند خانه‌شان را از حریق بیمه میکنند همهٔ خانه‌ها که سوخته نمیشود در سال چند خانه میسوزد و از محل بیمه آن خانه تعمیر میشود بدون اینکه بشرکت بیمه ضرر وارد بیاید یا اینکه خانه همینطور خراب بماند. این بود که بنده فکر کردم با موافقت نظر آقایان نمایندگان محترم و جناب آقای وزیر دارایی و کمیسیون قوانین دارائی ملزم کنیم بموجب قانون کلیه مالکین املاک را که فوری املاک خودشان را بیمه کنند در سال مبلغ جزئی بابت بیمه بپردازند و این مبلغ در یک جا که جمع شد هر یک از قنوات که خراب شد بتواند بیمه آن قنات را تعمیر کند حالا مرکز بیمه بانک کشاورزی باشد، خود بیمه باشد، آن یک چیز فرعی است ولی اصل قضیه توجه به این موضوع است البته بنده در این خصوص پیشنهادی هم تقدیم کرده‌ام این پیشنهاد در شور اول خوانده میشود بعد میرود بکمیسیون اگر کمیسیون موافقت کرد که بهتر والا بنده مطابق نظامنامه اجازه خواهم داشت در شور ثانی مجدداً این پیشنهاد را بکنم چون بعقیده بنده یک راه حل مناسبی است بدون هیچ زحمت بلکه ما بتوانیم از خرابی قنوات در سراسر ایران بطور اساسی جلوگیری کنیم و اما یک نظر اصلاحی دیگری که بنده داشتم و مطالعه کردم که در این ماده اول که حقیقة ام‌المواد است بتوانم بگنجانم آن این است که وقتی انسان گزارش کمیسیون قوانین دارائی را مطالعه میکند که منظور دولت از اینکه این لایحه را تقدیم کرده یک چیز بیش نیست و آن این است که اصول خرده مالکیت را در ایران تشویق بکند البته وقتی که ما این نظر را داریم و همه روزه هم آقایان محترم اینجا تشریف میآورند از مالکیت بزرگ صحبت میکنند بعضی‌ها قائل هستند که پارهٔ از اشخاص ۱۵۰ ده دارند و یا اینکه محتکر هستند در این صورت بلکه ما بتوانیم در ضمن اینکه فرصتی است برای مجلس شورایملی یک راه حل مناسبی هم برای این موضوع پیدا کنیم که بتدریج اصول خرده مالکیت در ایران تشویق و ترغیب بشود البته ما در این مملکت قوانین مدنی داریم، اصول مالکیت داریم و این‌ها را نمی‌توانیم ندیده بگیریم حتماً باید این نکات را مراعات کنیم، اما اگر ما بتوانیم یک راه حل مناسبی اتخاذ کنیم که در عین اینکه اصول مالکیت را محفوظ نگاهداریم در عین اینکه مزاحم اشخاصی که امروزه ملک دارند نشویم بطور عادلانه اصول خرده مالکیت را در ایران تشویق کنیم این یک راه خوبی است و بهترین موقع هم همین حالا است که این لایحه در دستور مجلس است این نظرها هم تأمین میشود بنظر بنده البته بنده نظر خودم را عرض میکنم، نظر هم آزاد است و حسن مجلس شورایملی در این است که هر یک از وکلای مجلس شورای ملی می‌توانند آزادانه عقاید خودشان را بگویند چه مورد موافقت شود و چه نشود، نظر مخالفت بنده در ماده اول این بود و باید نظرهای تکمیلی را در این لایحه بگنجانیم که یک لایحه خوبی از مجلس شورای ملی بگذرد، بنده عقیده‌ام این بود و روی این نظر هم پیشنهادی تقدیم کرده‌ام که هر کس در ایران بیش از ۶ دانگ ملک مزروعی دارد از این به بعد حق خرید ملک جدید نداشته باشد این نظر شخصی بنده‌است هر کس در سراسر ایران مالک ۶ دانگ ملک مزروعی است از این به بعد حق خریداری ملک جدید نداشته باشد یعنی اگر کسی ۱۰ تا ۵ تا ۴ تا داشت هیچ مزاحمتی برای آن نیست ولی از این تاریخ به بعد حق اضافه کردن ملک را نداشته باشند و بتدریج ما خواهیم دید که اشخاص بعداً املاکشان تقسیم خواهد شد بین وراثشان و از این به بعد اشخاص هم فرصتی نخواهند داشت که املاک جدیدی بخرند و این امر وسیله آبادانی مملکت خواهد شد و یک افرادی که ملک دارند در قسمت خودشان زحمت می‌کشند و آباد می‌کنند، عمران می‌کنند و خرده مالک زیاد می‌شود و بعقیدهٔ بنده این یک راه حلی است البته تمام مسائل نظری است اگر هر کدام از آقایان راجع بتقویت خرده مالکیت در ایران فکری بکنند ممکن است را حل خوبی پیدا بشود آنچه که بنظر من رسیده این بود که اولا در درجه اول از این به بعد مجلس شورای ملی قنوات این مملکت را بیمه کند که از خرابی آن جلوگیری شود و با نظر دیگری که عرض کردم تشویق بشود از خرده مالکیت و اما نظری که بعضی از آقایان محترم تذکر داده بودند که خوب بود این املاک را بمستخدمین دولت هم بفروشیم ما در اینخصوص در کمیسیون قوانین دارائی مطالعات زیادی کردیم دیدیم این صحیح نیست برای اینکه ما حد وسط حقوق کارمند دولت را گرفتیم ۴۰۰ تومان نه ۹۰۰ تومان نه ۱۵۰ تومان گفتیم چهار صد تومان در سال میشود پنج هزار تومان بنابراین روی این عایدی یک ملکی را باید در نظر بگیریم که لااقل ۵۰ هزار تومان ارزش داشته باشد و ما می‌خواستیم ایجاد خرده مالک بشود نه اینکه مالکیت بزرگ درست کنیم بنابراین کمیسیون قوانین دارائی هم موافقت نکرد که اسمی از کارمندان دولت برده شود، مقصود ما زارعین و کشتکاران بود این عرض بنده بود که امیدوارم در ماده اول تصویب بشود

نایب رئیس – آقای کشاورز صدر

کشاورز صدر – بنده با این لایحه‌ای که دولت داده موافقم و بهمین جهة خواستم جواب جناب آقای اردلان را بدهم که ایشان تقریباً موافقت فرمودند و هم عرض کنم سعی بشود که این قانون تصویب شود و اگر نواقصی دارد می‌بایستی که با تقدیم پیشنهادات رفع بشود ایشان فرمودند که باید راجع بقنوات فکری کرد و این را عموم آقایان معتقدند و تردیدی درش نیست فرمودند که دستگاه بیمه‌ای برای بهبود این وضع بوجود بیاورند هر دو موضوع را آقایان نمایندگان موافقت دارند و تصدیق می‌کنند ولی بنظر بنده اینجا جایش نیست و این مهمتر و بزرگتر از این است که بتوانیم بدون مطالعه و دقت در اینجا تصمیمی بگیریم و بعد به یک نتیجهٔ غیر مطلوبی برسیم یا بنتیجه نرسیم دستگاه بیمه را من موافقم ولی برای جمیع کارهای کشاورزی مثلا برای دفع آفات هم باید باشد دستگاه بیمه باید باشد، ولی نه دست دولت بنده با این طرز مخالفم اگر ما آمدیم گفتیم که بیمه درست بکنیم و دولت دخیل باشد آنوقت خواهید دید که چندین برابر آنچه که عایدی داشته باشیم هزینه پرسنلی خواهیم داشت البته راه کار به نظر بنده این است که خود دولت بنشیند فکر کند یک دستگاهی از مردم بوجود بیاورد. یک شرکت بیمه‌ای که از مالکین یا خود مردم یا دستگاه دیگری بوجود بیاورد که مجهز باشد برای دفع آفات برای تعمیر قنوات برای کارهای دیگر و این را صد در صد موافقم ولی بنظر بنده باید روی آن مطالعه بشود و با کمال دقت انجام بشود. مطلب دیگری که جناب آقای اردلان فرمودند این است که فرمودند خوب است ما تصمیم بگیریم که هر آدم بیش از ۶ دانگ نداشته باشد، خواستم خاطر آقا را جلب کنم باین که ملک ۶ دانگی اکنون هست که ۲۰۰ تومان به آقا می‌فروشند یعنی یک جایی که سند مالکیت آن را رفته گرفته مثلا فتح‌آباد این جا را ممکن است با ۲۰۰، ۳۰۰ تومان بدهند نخرید و ۶ دانگی دیگر هم هست که درآمد آن شاید در حدود یک میلیون تومان است، اینکه ۶ دانگ را ملاک بگیرند عملی نیست بنده موافقم که صد در صد خرده مالکیت تشویق بشود. و مالکی هم که نتواند ملک خودش را اداره کند و رعایا و کشاورزان و کارگران آن ملک را با رفاه نگاهداری بکند این خودش به این فکر میافتد که این املاک را کم کند و بدست یک دستگاهی بدهد و دولت بخرد و بفروشد و تقسیم کند که آنجاها آباد بشود و هم مردم رفاه پیدا کنند نه اینکه عنوانش این باشد که ۶ تا ده ۶ دانگ داشته باشد ولی یک شاهی فایده نبرد و این درست است به نظر من، ولی به این شکلی که فرمودید که هیچکس نباید از ۶ دانگ بیشتر داشته باشد راه عملی آن این است که اگر منظور عایدات است و عایدات ملک را ملاک بگیرد باید قانون مالیات تصاعدی را بیاورند من خدمت جناب آقای وزیر دارایی که کمال ایمان وعلاقه را بایشان دارم عرض میکنم ایشان اگر مالیات تصاعدی وضع کنند که بنده شنیده‌ام که آنجا هم اینطور است که از یک مالک فرض کنیم وقتی از ۵۰ هزار تومان یا صد هزار تومان مالیاتش بالا رفت ۹۰ درصد مالیات گرفته میشود این آدم طبعا ملک نمیخرد باید دستگاهی درست کرد که این ملک را ازش بخرد و بین مردم تقسیم کند اما اینکه ملاک ما قرار بدهیم هر کس شش دانگ داشته باشد این درست نیست، ممکن است یک دانگ داشته باشد و از ده تا شش ده ششدانگی دیگر بزرگتر باشد بالاخره بنده یک مطلبی می‌خواستم عرض کنم و آن این بود بعد از این که دولت واگذار می‌کند این خالصجات را ببانک کشاورزی، برای بانک کشاورزی ۵ سال فرجه قائل شدند بنظر من این مدت زیاد است و تقاضا می‌کنم جناب آقای نخست وزیر و جناب آقای وزیر دارائی و البته آقایان لابد پیشنهاد خواهند کرد یا خودشان فکر خواهند کرد مدت این را کمتر کنیم (شوشتری – سه سال) برای اینکه ۵ سال خیلی طولانی است و اگر مدت آن کمتر باشد یک دستگاهی که الزام قانونی دارد و باید این کار را بکند میگذارد تا آخر واین مدت ۵ سال زیاد است وباید یک ترتیبی داده بشود که ما زودتر موفق بشویم و یک موضوع دیگر هم که بنده همعقیده هستم با جناب آقای اردلان و استدعا دارم که دولت توجه بکند در این کار این موضوع است که املاک را بین کشاورزان تقسیم بکند (صحیح است) و آن قسمتی که در ماده هست راجع باین که چنانچه آنها نتوانستند بخرند و بدیگران بدهند این قسمت را مطلقاً بردارند (صحیح است) و بنده الان علتش را عرض می‌کنم چیست گویا یکی از آقایان محترم هم این مطلب را متذکر شدند که رعایا و کشاورزان ما سواد ندارند. اطلاع ندارند، اعلان، آگهی انتشار این حرفها را نمی‌خوانند رادیو هم ندارند که بشنوند (شوشتری – روزنامه رسمی هم منحصر است) بعلاوه بسیار اتفاق میافتد که بیک رعیتی می گویند اگر ملک را قبول کنی بدولت بدهکار می شوی و برای اینکه قسط اگر ندهد مأمور ملک بسراغش میرود قبول نمی‌کند بنده برای نمونه مثالی میزنم. عرض کنم در یکی دو سال قبل بنده رفتم در پشتکوه لرستان که حوزه انتخابیه بنده است در آن جا یک نفر ژاندارم رفته بودم برای اعلام یک احضاریه‌ای که در آنجا نوشته بود که آقا شما برای توضیح شکایتتان از فلان کس بیایید این جا که بشما تکلیف صلح بکنیم و شکایت خودتان را توضیح بدهید که تعقیب کنیم این را برداشته بود جناب ژاندارم آورده بود توی ده رعیت را گرفته بود و گفته بود که آقا حکم یک سال حبس تو را آورده‌ام و باید برویم حبست کنم از این رعیت ۵۰۰ تومان گرفته بود آورده بود توی شهر باز هم می‌خواست بگیرد من اتفاقاً آنجا بودم بمن شکایت کرد رفتم بکارش رسیدگی نمودم و رئیس ژاندارمری هم آن ژاندارم را تعقیب کرد بعد گویا پول را گرفته و بهش دادند و بعد معلوم شد که این شخص شکایت کرده بود در این صورت اگر یک اخطاریه‌ای بدهند و بگویند ملکت را بیا بگیر ممکن است یک مامور ناصالحی باشد که اسباب زحمت مردم را فراهم کند بنابراین اگر این قسمت را از توی این قانون برداریم این مشکل و محظور را دیگر نداریم و یک نکته دیگر هم که نهایت ضرورت را دارد و استدعا میکنم که جناب آقای وزیر دارائی توجه بفرمایند این است که ما در دهات بطوری که آقایان اطلاع دارند دو نوع خدمتکار ملک داریم، یکی رعیتی است که گاو دارد اساسس رعیتی دارد، یکی هم هم برزگر است که او را اجیر میکنند و یک بهره‌ای بهش میدهند و یکی هم نوکر است که اجیر میشود و باو حقوق میدهند، پس سه جور داریم، خود رعیت کار میکند، یک برزگری هست که چهار یک بهش میدهند از محصول رعیتی و یک کسی هم هست که اجیرش میکنند که جمعیت ده را این سه طبقه تشکیل میدهند بنده می‌خواستم خواهش کنم آقای وزیر دارائی یک توجهی بکنند و آقایان هم که بصیرتشان از بنده بیشتر است یک پیشنهادی بدهند ک این ملک را وقتی می‌خواهند تقسیم کنند مخصوصاً در ورامین بمن گفتند یک کسی ده بند زمین دارد یعنی ده جفت گاو دارد اگر بنا باشد این صاحب ده جفت را ببرند ملک بدهند این نقض غرض میشود و میبایستی ترتیبی داده شود و الان هم بطور معین من نمیتوانم عرض کنم زیرا ممکن است اشکالی داشته باشد که بنظر من نرسد این این است که همان رعیت و کشاورز و برزگر و همان اجیری که در آنجا کار میکند بهمان نسبت سهامشان این ملک تقسیم شود و یا اگر واگذار شود طوری باشد که بهمه آنها باشد که فردا که آن صاحب جفت مالک شد این زارع، این اجیر و آن برزگر را اگر نپذیرفت آن اجیر و برزگر باز میآیند اینجا و دولت را دچار زحمت میکنند و میآید میرود کارگر میشود هم اینکه سطح زارعت و محصولمان پائین میآید و هم اینکه او بیکاره شده واز حرفه خودش کنار رفته است البته باید نهایت دقت مأمورین اجرا را نسبت باین کار جلب کرد و بهترین و شایسته‌ترین مأمورین وزارت دارائی و دولت میبایستی باین کار بپردازند و اینجا من یک فرصتی پیدا کردم که از جناب آقای وزیر دارائی اظهار امتنان بکنم و تصور میکنم اکثر آقایان با من همصدا باشند ما شکایتمان این بود که مالیات بر درآمد خوب اجرا نمیشود این را الان هم می‌بنیم که مأمورین اجرا اینطور هستند و وظیفه خودشان را خوب انجام نمیدهند غالب از دولت‌ها هم شاید دلشان میخواست که مالیات وصول بشود ولی مأمور اجرا خوب نبود یک رئیس دلسوز جدی بی ملاحظه‌ای در آنجا نبود بنده دیروز شنیدم که جناب آقای وزیر دارائی آقای ایمانی را مدیر کل مالیات‌های مستقیم کرده‌اند بنده در اینجا تشکر میکنم و اظهار امتنان دارم از ایشان و همچنین انتصاب آقای کاتوزیان که بسرپرستی دخانیات تعیین شده‌اند اینها دو نفر از افسران شایسته صحیح العمل وزارت دارائی هستند (صحیح است) و من میدانم حالا که ایمانی رفت و محققاً و مسلماً در اصول مالیات وضع تغییر میکند (صحیح است) و باید کار خوبی که دولت میکند اظهار امتنان کرد (صحیح است) و بنده دو پیشنهاد هم کرده‌ام که در موقع خودش عرض می‌کنم. عرض دیگری ندارم.

نایب رئیس – آقای نخست‌وزیر بفرمائید

نخست‌وزیر – آقای امامی در ضمن نظریاتی که راجع بصورت جلسه داشتند اشاره‌ای فرمودند بیک قسمت‌هائی که گویا در اخبار بوده‌است و منتسب کرده‌اند بشاهرخ رئیس تبلیغات که باروپا مسافرت کرده و اینطور تصور شده‌است که او در آنجا مذاکراتی یا صحبتهائی راجع بموضوع نفت داشته خواستم باطلاع آقایان برسانم که دولت بهیچوجه از این صحبتها اطلاع ندارد و هیچگونه مأموریتی باو داده نشده‌است که در این امور صحبت بکند وبنده هم هنوز هیچگونه اطلاع مستقیمی از این اخبار ندارم یعنی حقیقةً خبر راهم ندیده‌ام ولی چون صحبت شد و شنیده شد برای اینکه هیچگونه سوءتفاهم و اشتباهی در کار نباشد این مطلب را لازم دانستم عرض کنم که خاطر آقایان مستحضر

–۲–