برگه:MoshkeleNimaYoushij.pdf/۲۰

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ هم‌سنجی شده‌است.
۱۹
جلال آل‌احمد
  بوسه بوسه لب عاشقانرا[۱] 

یا تعبیر «ای امید نه کسی را محرم» در «مادری و پسری»

ای سراب باطل، ای امید نه کسی را محرم
همچو بر آب حباب  که نپاید یکدم[۲]

یا «داستانی نه تازه» در شعری بهمین عنوان:

 شامگاهان که رؤیت دریانقش در نقش می نهفت کبود 
 داستانی نه تازه کردیگاررشته‌ای بست و رشته‌ای بگشود 
  رشته‌های دگر بر آب ببرد[۳] 

یا «با چه سیما معصوم» و «با چه حالت غمناک» در همان «مادری و پسری» و اما نمونه‌ای از ایماژها و از تصویرهای تازهٔ او در «ماخ اولا» میخوانیم:

«نازک آرای تن ساق گلی
که بجانش کشتم
و بجان دادمش آب
ای دریغا ببرم می‌شکند!»[۴]

یا در «وای بر من»

به کجای این شب تیره بیاوزیم قبای ژندهٔ خود را
تا کشم از سینهٔ پردردخون بیرون
تیرهای زهر را دلخون[۵]

و از «در فروبند»

 می‌درخشد گر افق اهرمنی استنیمسوزیش بکف دود اندود 
 مرد، آن در که امیدش بگشادبا بیابان هلاکش ره بود[۶] 

از «مرغ غم»:

روی این دیوار غم چون دود رفته ز بر
دائماً بنشسته مرغی پهن کرده بال و پر
که سرش میجنبد از بس فکر غم دارد بسر[۷]

اکنون که سخن از مشخصات شعر نیما است ناچار ذکری هم از پیچیدگی تعبیرهای او باید کرد. در زبان شعری نیما و بخصوص در آثار متأخر او کمتر بوصف ساده، رئالیست و سرراستی بر میخوریم. وصف اشعار او که بیشتر نیز وصف حالات درونی است پیچیدگی‌هائی دارد که برای فهم آن دقت بیشتری لازم است. بیان یک حالت، یک صحنه، یک واقعه در زبان او تعقیدهائی مییابد که رویهم رفته در اشعار کوتاه او پخته، دلنشین و زیبا است و بر عکس در اشعار بلندتر او مثل «ناقوس» یا «پادشاه فتح» بصورت کلاف سردرگمی در میآید که آمیخته است با تطویل و پیچیدگی‌های مخل.

یک نکتهٔ دیگر را نیز درین باره باید گفت و آن اینکه مایهٔ اصلی – شعر نیما غم است. خودش نوشته «مایهٔ اصلی شعر من رنج من است. بعقیدهٔ من گویندهٔ


  1. افسانه – صفحه ۴۴
  2. مجله مردم – آبان ۱۳۲۵ - صفحه ۳۱
  3. مجله مردم –اسفند ۱۳۲۵ - صفحه ۶۲
  4. کویر – شماره ۲ – صفحه ۱۸
  5. مجله مردم آذر ۱۳۲۵ صفحه ۷۳
  6. کویر شماره ۱ – صفحه ۷–۶
  7. مجله موسیقی – تیر ۱۳۱۹ – صفحه ۲۹