دیدم با اشاره بباغبان میگوید: این مرد اصلا حرف مرا نمیفهمد . » وقتی چگونگی را تحقیق کردم معلوم شد که بباغبان دستور داده اند: «هنگام جارو کردن دقت کن که به موران آزاری نرسانی و چون دقت کردم يك رديف مور از پی خانه بطول تقريباً شش متر تا جدول باغ در رفت و آمدند و از باغ به لانه دانه می برند و باغبان میخواسته است مورها را جارو کند و این عمل او سخت مادرم را بر آشفته است . مردم گرگان امروز او را مظهر مهربانی و محبت و عطوفت میدانند . در ماندگان و تهیدستان خانه ایشان را ملجاء و پناهگاه خود میشناسند و گاه و بیگاه بآن آستان روی میآورند و حوائج خود را در میان میگذارند و بحد مقدور بهره مند میشوند او در تربیت و تعلیم فرزندانش رنج فراوان برده و زحمت بسیار تحمل کرده و توان گفت که سلامت خود را نابهنگام در سر این آرزو از دست داده است ولی در این مجاهدت خود را موفق میبیند و راضی است به معتقدات مذهبی سخت پای بنداست و تا امروز هیچگاه پنجگانه برای یگانه را معطل و مهمل نگذاشته و با اینکه چند سالی است دچار بیماری قلب و اعصاب اسب با اینهمه مدیریت خانه را کماکان در عهده دارد ایشان احساسات وطن پرستانه حادو تندی دارند. نام ایران که غالباً د ایران زمین میگویند برای او واقعاً مفهوم مقدسی .دارد بخاطر دارم در اواخر جنگ بین المللی اول که روسیه تزاری دچار انقلاب شد ، بلشویکها با چند کشتی بسواحل بندر گز نزديك شدند و شهر را بمباران کردند در آن هنگام در بندرگز بودیم . مادرم بچه ها را با خود بسمت گرگان حرکت داد و با آرامش خاطر شوهر را در بندر گز گذارد تا با گردآوری چریکهای محلی بواحدهای نظامی ماكمك كند. هنگام فرار ما گلولههای توپ که از کشتیهای روسی شليك ميشد در اطرافمان بزمین میخورد و با صدای ترکش مهیبی که برای ما کودکان بسیار وحشت آور گرد و غبار فراوان بآسمان بلند میکرد، اسبها میرمیدند و جلوداران متواری میشدند اما او با شجاعت خارق العاده ای همه را بحفظ خونسردی و آرامش فرمان میداد و برای مشغول ساختن ما بچهها و شاید هم برای تسکین خویش داستانهائی از عملیات قهرمانی پدرم در جنگهای مشروطیت نقل میفرمود . بهر حال با مقاومت شدیدی که از ساحل شد بلشویکها نتوانستند از کشتی پیاده شوند و مراجعت کردند و چند روز بعد پدرم در گرگان بما پیوستند بود باز بخاطر دارم در اواسط جنگ بین الملل دوم که قوای شوروی و انگلیس متجاوزانه وارد خاک ایران شوند روزی که قرار بود ارتش شوروی بشهر گرگان -4-
برگه:Korushname.pdf/۹
ظاهر