این برگ نمونهخوانی نشده است.
ز شاه کیان و هم از پیشداد ز تهمورث و ایرج و سلم و سام ولكن زماد و از آن دودمان ز اهخامنش کورش نامور از این رهگذر بود کاین کمترین بر آنم که از ماد و تاریخ آن کمین افسر از ماد و از آریان خود آگاهم از مایه وزاد خویش که این نامه فارسی و دری ز دانشوران دارم این آرزو ز راه بزرگی و دانشوری از این مور ناچیز و این ناتوان بشهنامه زیشان بسی کرده یاد فریبزر وكاوس والا مقام نشان نیابی بشهنامه نام و نه بینی بشهنامه نام و اثر شدم پیرو آن سخن آفرین سرایم چو شهنامه من داستان بگویم ز کوروش بسی داستان ز خجلت سرافکنده دارم به پیش نباشد ز نقصان و لغزش بری که با لطف بینند آهوی او ز لطف و ز مهر و ادب پروری پذیرند ران ملخ ارمغان افسر عاملی (اعتصام) خردادماه ۱۳۴۶ گرگان -1.-