این برگ همسنجی شدهاست.
— ۴۰ —
| عیشست بر کنار سمنزار خواب صبح[۱]؟ | نی، در کنار یار سمن بوی خوشترست | |||||
| خواب از خمار بادهٔ نوشین بامداد | بر بستر شقایق خودروی خوشترست | |||||
| روی از جمال دوست بصحرا مکن که روی | در روی همنشین وفاجوی خوشترست | |||||
| آواز چنگ و مطرب خوشگوی گو مباش[۲] | ما را حدیث همدم خوشخوی خوشترست | |||||
| گر شاهدست سبزه بر اطراف گلستان | بر عارضین شاهد گلروی خوشترست | |||||
| آب از نسیم باد زرهروی گشته گیر | مفتول زلف یار زرهموی خوشترست | |||||
| گو چشمه آب کوثر و بستان بهشت باش | ما را مقام بر سر این کوی خوشترست | |||||
| سعدی جفا نبرده چه دانی تو قدر یار؟ | تحصیل کام دل بتکاپوی خوشترست | |||||
۷۰– ب
| ایکه از سرو روان قد تو چالاکترست | دل بروی تو ز روی تو طربناکترست | |||||
| دگر از حربهٔ خونخوار اجل نندیشم | که نه از غمزهٔ خونریز تو ناباکترست[۳] | |||||
| چست بودست مرا کسوت معنی همه وقت | باز بر قامت زیبای تو چالاکترست[۴] | |||||
| نظر پاک مرا دشمن اگر طعنه زند | دامن دوست بحمدالله از آن پاکترست | |||||
| تا گل روی تو در باغ لطافت بشکفت | پردهٔ صبر من از دامن گل چالاکترست | |||||
| پای بر دیدهٔ سعدی نه اگر بخرامی | که بصد منزلت از خاک درت خاکترست | |||||
۷۱– ط
| دلی که عاشق و صابر بود مگر سنگست | ز عشق تا بصبوری هزار فرسنگست | |||||
| برادران طریقت نصیحتم مکنید | که توبه در ره عشق آبگینه بر[۵] سنگست | |||||
| دگر بخفیه نمیبایدم شراب و سماع | که نیکنامی در دین عاشقان ننگست | |||||
| چه تربیت شنوم یا چه مصلحت بینم | مرا که چشم بساقی و گوش بر[۶] چنگست؟ | |||||