برگه:KoliyatSaadiForoughi.pdf/۲۸۹

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
در تاثیر تربیت
— ۱۷۵ —

  جور دشمن چکند کز نکشد طالب دوست گنج و مار و گل و خار و غم و شادی بهمند  

نظر نکنی در بوستان که بید مشکست و چوب خشک همچنین در زمره توانگران شاکرند و کفور و در حلقه درویشان صابرند و ضجور

  اگر ژاله هر قطره‌ای در شدی چو خر مهره بازار ازو پر شدی  

مقربان حق جل و علا توانگرانند درویش سیرت و درویشانند توانگر همت و مهین[۱] توانگران آنست که غم درویش خورد و بهین درویشان آنست که کم توانگر گیرد و مَن یتوکل علی الله فهو حسبه پس روی عتاب از من بجانب درویش آورد و گفت ای که گفتی توانگران مشتغلند و ساهی[۲] و مست ملاهی نعم طایفه‌ای هستند برین صفت که بیان کردی قاصر همت کافر نعمت که ببرند و بنهند و نخورند و ندهند و گر بمثل باران نبارد یا طوفان جهان بر دارد باعتماد مکنت خویش از محنت درویش نپرسند و از خدای عزّ و جلّ نترسند و گویند

  گر از نیستی دیگری شد هلاک مرا هست بط را ز طوفان چه باک  
  ور اکبات نیاق[۳] فی هوادجها لم یلتفتن الی من غاص فی الکثب  
  دونان چو گلیم خویش بیرون بردند گویند چه غم گر همه عالم مردند  

قومی برین نمط که شنیدی و طایفه‌ای خوان نعمت[۴] نهاده و دست کرم گشاده[۵] طالب نامند و معرفت[۶] و صاحب دنیا و آخرت چون بندگان حضرت پادشاه عالم عادل مؤید مظفر منصور مالک ازمّه انام[۷] حامی ثغور


  1. ص: همین.
  2. ص: این کلمه تراشیده و تحریف شده. پا: مشتغلند بمناهی.
  3. ص: راکبات نیاقا.
  4. نعم.
  5. نهاده و صلای کرم در داده.
  6. مغفرت.
  7. ص: الازمّه‌الانام.