این برگ همسنجی شدهاست.
— ۱۱۳ —
غزلیات
مشتمل بر پند و اندرز که در غزلیات دیگر پراکنده است و در اینجا گرد آوردهایم
۱– خ
| ثنا[۱] و حمد بیپایان خدا را | که صنعش در وجود آورد ما را | |||||
| الها قادرا پروردگارا | کریما منعما آمرزگارا | |||||
| چه باشد پادشاه پادشاهان | اگر رحمت کنی مشتی گدا را | |||||
| خداوندا تو ایمان و شهادت | عطا دادی[۲] بفضل خویش ما را | |||||
| وز انعامت همیدون چشم داریم | که دیگر باز نستانی عطا را | |||||
| از احسان خداوندی عجب نیست | اگر خط درکشی جرم و خطا را | |||||
| خداوندا بدان تشریف عزت | که دادی انبیا و اولیا را | |||||
| بدان مردان میدان عبادت | که بشکستند شیطان و هوا را | |||||
| بحق پارسایان کز در خویش | نیندازی من ناپارسا را | |||||
| مسلمانان ز صدق آمین بگوئید | که آمین تقویت باشد دعا را | |||||
| خدایا هیچ درمانی و دفعی | ندانستیم شیطان و قضا را | |||||
| چو از بی دولتی دور اوفتادیم | بنزدیکان حضرت بخش ما را | |||||
| خدایا گر تو سعدی را برانی | شفیع آرد روان مصطفی را | |||||
| محمد سید[۳] سادات عالم | چراغ و چشم جمله انبیا را | |||||