برگه:Khatabeh-Taghizadeh.pdf/۴۶

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۴۴
خطابهٔ دوم
 

دربار امضای آن بانجام نرسیده و تا روزهای آخر زندگی مظفرالدین‌شاه این کار تأخیر یافت تا عاقبت در ۱۴ ذی‌القعده امضا شد. در این بین ولیعهد بطهران آمده بود و اندکی بعد در ۲۳ ذی‌القعده شاه وفات کرد. چون نسبت به پادشاه تازه سوءظن مفرطی بین ملت وجود داشت لذا یک اضطراب و نگرانی و غلیان و هیجان دائمی هرروز نمایان بود. موضوع استقراض چهارصدهزار لیره از انگلیس و روس که چندی تحت مذاکره بود و توافق بین آنها و دولت ایران حاصل شده بود در همان اوایل انعقاد مجلس برای تصویب به مجلس تقدیم شد و پس از چند جلسه مباحثات زیاد مجلس آنرا رد کرد. تکیه‌گاه بزرک مجلس و مایهٔ قوت و قدرت آن علمای بزرک طهران بود که در رأس آنها آقا سیدعبدالله بهبهانی و آقامیرسید محمد طباطبائی و حاج شیخ فضل‌الله نوری بودند. کم‌کم انجمنهای ایالتی و ولایتی تأسیس شد که مدافع مجلس بودند. در طهران هم انجمن‌های ملی و غیررسمی تشکیل شد که از مجلس حمایت میکردند این انجمن‌ها مراکز غلیان دائمی بودند و در کشمکش‌های مجلس با دولت تکیه‌گاه مجلس بودند. عدهٔ آنها بتدریج تزاید گرفت و وقتی به ۱۴۴ انجمن رسید. میرزا جوادخان سعدالدوله با نطق‌های خود در مجلس مشروطه‌خواهان را جلب نموده و حملاتی دائمی بدولت میکرد و مخصوصاً کوشش فوق‌العاده در اخراج مأمورین بلژیکی و رئیس آنها مسیو نوز از گمرکات داشت. در ماه ذی‌الحجه بواسطهٔ اخباری که از طهران به تبریز مبنی بر عدم استحکام مشروطیت و بی‌اعتنائی دولت به مجلس و حاضر نشدن وزراء بقبول مسئولیت در مقابل مجلس و اقدام مستبدانه عمال دولت در ولایات میرسید اندیشهٔ زیاد حاصل شد و غیظی در مراکز ملی شدت میگرفت و عاقبت