اگرچه نمیدانم تا چه حد در این مسائل مجال صحبت داریم.
س- هر چقدر که شما مایل باشید و اطلاع داشته باشید.
ج- برای توضیح نکتهای که اشاره کردم مثلاً مشروطیت را درنظر بگیریم این نهضت گر چه بر حسب تمام ظواهر یک نهضت ضداستبدادی بود، اما در واقع هدف اصلی آن ضد استعماری بود. برای اینکه پادشاهان قاجار بهخصوص از تاریخ ترکمنچای به بعد بکلی تسلیم سیاست امپراتوری شمال و بعد امپراتوری همسایه جنوبی شده بودند.
استعمارگران چنان در امور مملکت ما ذی اثر و ذینفوذ بودند که دستگاه دولت، دستگاه رسمی مملکت بیاثر و خنثی شده بود، در ملت ایران و در افکار عمومی مردم احساساتی که ضد دستگاه استبدادی بصورتهای مختلف نمایش داده میشد در واقع تجلی احساس ملی عمیق ملت ایران علیه استعمارگران آن زمان بود. مردم ایران مشروطه را بیشتر از این جهت و حاکمیت ملی را از این جهت میخواستند که دستگاه حکومت دستنشانده و فاسد و عامل سیاست خارجی و بالنتیجه استثمار سیاست خارجی را از بین بردارند. بهمین دلیل هم بود که بلافاصله بعد از نهضت مشروطیت استعمارگران خارجی نسبت به مشروطیت ایران موضع مخالف گرفتند. دولت تزار بلافاصله حمایت از محمدعلیشاه را پیش گرفت و آنچه توانست کوشش کرد که او را نگه بدارد، محمدعلیشاه بعد از اینکه از ایران اخراج شد به کمک روسها قشون به ایران وارد آورد و سالارالدوله از طرف دیگری به تحریک آنها علیه مشروطیت قیام کرد و با اینکه در سالهای اول مشروطیت سیاست انگلیس به رقابت با دولت استعماری روس مشروطهخواهان ایران را تقویت و حمایت میکرد ولی دیری نگذشت که منافع جهانی او یا برخورد و تصادم آنها با همدیگر ایجاب کرد که دولت استعمار انگلیس هم با دولت تزاری روس کنار بیاید و دست از طرفداری مشروطهطلبان و نهضت ملی و آزادیخواهی ایران بردارد. بطوریکه همان یکی دو سال بعد از مشروطیت بود که روسها و انگلیسها با همدیگر توافق کردند و قرارداد ۱۹۰۷ را راجع به تقسیم ایران به دو منطقه نفوذ بین خودشان منعقد کردند و از آن تاریخ کارشکنی این دو دولت در کار ایران توسعه یافت و روزمره و همهجانبه شد.
در سالهای قبل از آغاز جنگ جهانی اول وضع ایران بجائی رسیده بود که هیچ اقدام عملی