برگه:IOHP-Interview-Alikhani.pdf/۳۹

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ هم‌سنجی شده‌است.
عالیخانی (۲)
– ۱۵ –

هر نوع برنامه‌ی اینطوری با سازمان امور غیرصنعتی بود که رئیس آن هم باقر مستوفی بود. من در آنجا مشاور این دستگاه شدم و کارم هم این بود که چکار بکنیم که این صنعت نفت جنوب آن مقداری که در اختیار ما است این را بتوانیم در اقتصاد ایران و در اقتصاد محل ادغام بکنیم. بعنوان نمونه چیزهائی که البته خوب چندین سال بعد برای هر کسی میتوانست تعجب آور باشد ولی آنموقع ما با آن گریبانگیر بودیم. خیلی چیزها را از زمان شرکت نفت انگلیس و ایران به ارث برده بودیم مثلاً یخ‌سازی را باید خود شرکت میکرد در حالیکه این احتیاجی نداشت که شرکت اینکار را انجام بدهد. با اینکه شرکت در آبادان خودش مهمانسرا داشت و کسی که میرفت آنجا میرفت به مهمانسرای شرکت در حالیکه اگر یک هتل ساخته میشد همین کار را میتوانست انجام بدهد. در نتیجه یک مقدار برنامه‌هائی بود که این نوع کارها را ما تدریجاً از امور غیرصنعتی که همه‌ی اینها را گرفته بودیم اینها را برداریم ادغام بکنیم با اقتصاد محل و خودمان دنبالش نرویم یا خانه‌سازی که میخواهیم بکنیم خانه‌سازی را از طریق شرکتهای مقاطعه‌کار انجام بدهیم طرح سا ختمانها را تدریجاً آنها بکنند فقط یک دستگاه خیلی کوچکی داشته باشیم در حوزه قرارداد ما تهران که روی این نوع کارها نظارت داشته باشد. آنوقت البته ما با بعضی از مسائل دیگر روبرو میشدیم که روی بعضی از آنها من خیلی علاقمند بودم و کار میکردم. مثلاً یکی از آنها اینکه در آن شهرهائی که فعالیت نفتی کم شده یا بکلی از بین رفته چه فعالیتهای دیگری میشود بوجود آورد، در منطقه هائی مثل مسجد سلیمان، مثل لالی و غیره. وآنوقت سعی کرده بودیم که یک برنامه‌هائی درست بکنیم که خودمان پیش بینی بکنیم چون میدانستیم وضع تولید نفت را در جاهای مختلف چه میشود که تا آنجائی که ممکن است یک نوساناتی که از نقطه نظر فعالیت منطقه‌ای پیش میآید اینها را کمتر بکنیم. بهمراه این البته با چند نفر دیگر شروع کردیم به تهیه یک برنامه‌ی خیلی ریز که چه نوع فعالیتهائی را در منطقه بوجود بیاوریم. یعنی اولین باری که من شروع کردم به پیدا کردن تجربه‌ی اینکه چه شکلی میشود با صنایع کوچک روبرو شد بخاطر این وضع منطقه‌ی شرکت ملی نفت بود. مثلاً فرض کنید ما توی آبادان