برگه:IOHP-Interview-Alikhani.pdf/۲۱۲

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
عالیخانی (۱۱)
– ۱۷ –

که میرسیدیم شهردارهای بدبخت فتح‌نامه‌ای درباره کارهائی که خیال میکردند انجام داده اند برای ما میخواندند که هر دوی اینها در واقع مسخره بود. نه رفتار شهردار مراغه صحیح بود و نه رفتار صد و هشتاد درجه متفاوت با قی شهردارها. ولی این یکی از خواص کشورهای فاقد دموکراسی است و کاریش هم نمیشود کرد. این سفر رویهمرفته خیلی خوب بود و هویدا هم توانست خوبه خودش را با مردم نزدیک بکند. فقط نقطه ضعف کار ما در این بود که من متوجه شدم هویدا مدتی است مشروب بیش از اندازه میخورد و خاطرم هست شبی که در رضائیه بودیم و استاندار شهر تمام مقام‌های رضائیه و آذربایجان غربی را به شام دعوت کرده بود، هویدا سخت مست شد.

س – مشروب را سر شام که سرو نمیکردند که

ج – بله.

س – آها.

ج – بله. بهمراه شام برای اینکه در سر میز خاصی که نبود. بیش از صد نفر مهمان بودند. و سخت مست شد و شروع به پرت و پلا گفتن کرد بطوریکه محافظینش ناچار شدند بهر وسیله شده او را دور بکنند و به اطاق خوابش ببرند. و این حالت هویدا برای من تازگی داشت ولی بعد هم بارها تکرار شد و بعضی وقت‌ها یک جنبه نگران‌کننده‌ای را هم پیدا میکرد. بخصوص در حدود یک سال بعدش هم که با لیلا امامی ازدواج کرد. من متوجه شدم که هر دوی اینها بطور عجیبی مشروب‌خور هستند. خاطرم میآید که شبی من به منزل او رفتم که راجع به مسائل هیئت وزیران با او به مسائل، معذرت میخواهم، وزارت اقتصاد با او مذاکره بکنم و بعد هم با هم به شامی که من به افتخار هیئتی میدادم بردیم. و پیش از خروج از خانه او این زن و شوهر هر یک بیش از سه گیلاس ویسکی نوشیدند و تازه پس از آن هم که به مهمانی من رفتیم هویدا مرتب مشغول مشروب خوردن بود. در ضمن هم بخاطر فشار زیاد کاری که داشت قرم والیوم مثل نقل و نبات میخورد و به من هم توصیه میکرد