برگه:IOHP-Interview-Alikhani.pdf/۲۰۷

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
عالیخانی (۱۱)
– ۱۲ –

بگذاریم بدیهی است که خیلی از آن بازاری‌هائی که طرفدار روحانیون مخالف دولت هم بودند ممکن نبود به اطاقی بیایند و این بهیچوجه برای رژیم قابل قبول نبود. از این گذشته رژیم حرفی نداشت که نمایندگان یک صنفی به صورت دور هم جمع بشوند و محلی باشد برای اینکه آنها حرفهای خودشان را بزنند و احیاناً دولت هم اگر بعضی مواقع به دلائل سیاسی نیازهائی دارد بتواند از آنها استفاده بکند. رویهمرفته میتوانم بگویم که برای دولت حتی یک نوع انتخابات آزاد بین فرض کنید کارفرمایان صنعتی مانع اساسی نمیداشت. ولی خوب، ترجیح میدادند که همه چیز کا ملاً در اختیار خودشان باشد.

س – کنترل این کار دست کی بود؟ دست وزارت اقتصاد بود با دست سازمان امنیت بود؟ یا دست کدام

ج – نه، نه، در مورد اطاق‌های بازرگانی کاملاً در اختیار وزارت اقتصاد بود. در مورد اطاق صنایع با توجه به شخصیت و سابقه شریف‌امامی من مداخله‌ای نمیکردم و او را در واقع بعنوان حیطه اختیار او قبول کرده بودم. ولی او هم البته ملاحظه میکرد چون میدانست که اگر کسانی انتخاب بشوند که احیاناً مورد سلیقه ما نباشند از میزان همکاری که ما ممکن است با اطاق داشته باشیم کاسته خواهد شد. بنابراین ملاحظه‌ای میکرد ولی چیزی در این باره هیچ نوع قراری در این باره وجود نداشت. من هم کار خیلی زیادی با آنها نداشتم چون بجای تماس با اطاق با یکایک صاحبان صنایع تماس داشتم و اصولاً هم از همان ماههای اول شروع به بازدید کارخانه‌ها چه در تهران چه در شهرستان‌ها کردم و پس از مدتی با همه آنها آشنا بودم. یک کار که در این زمینه ما کردیم و آن خیلی برای ما مؤثر بود اینست که از بهمن، بله، از همان بهمن ۱۳۴۳ که منصور فوت شد و دولت هویدا سر کار آمد، ما شروع کردیم دست زدیم به تشکیل کنفرانس اطاقهای بازرگانی ایران، که اولینش همم در همان زمستان ۱۳۴۳ در خرمشهر آبادان شروع به کار کرد که برای من فرصتی بود که باز هم دوست عزیزم خسرو هدایت را ببینم و آن چند روز شب‌ها نزد او باشم و