برگه:IOHP-Interview-Alikhani.pdf/۲۰۶

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
عالیخانی (۱۱)
– ۱۱ –

بازرگانی خودشان را در اختیار یک نفر بگذارند و از او خواهش بکنند که از طرف یک گروهی برود رأی بدهد. و اقلاً حس بکنند که در انتخابات در صندوق تقلب نکردند یعنی یک کمی جنبه شرعی بیشتری به آن داده بودیم. ولی در واقع این اطاق نماینده کسانی که کارت بازرگانی داشتند نبود . بهموا أن البته اطاقی صنایع و معادن هم درست شده بود و اولین رئیسش شریف امامی بود و او هم همان همقطارهای سابق خودش طاهر ضیائی و رضا رزم‌آرا را به آنجا برده بود. و آنها هم سعی میکردند از امکاناتی که ممکن است برایشان در آنجا پیدا بشود استفاده‌ای بکنند و لفت و لیسی بهم برسانند. نکته دیگر اینکه در

س – من یک سری سئوال راجع به اطاق بازرگانی داشتم و شاید بهترین موقعش همین جاست که روشن بشود اصولاً قرار بود نقش این اطاق چه باشد؟ چه قرار بود باشد و چه در عمل بود؟

ج - این اطاق سابقه تاریخی‌اش به این صورت بود که در زمان رضاشاه که سعی کردند هر نوع نهادی را در اروپا شنیدند وجود دارد در ایران هم ایجاد بکنند بنابراین بفکر تشکیل اطاق بازرگانی هم افتادند و اطاق بازرگانی در آن زمان باز هم اگر چه میبایست انتخاب بشود از میان بازرگانان، که تعریفش این بود "کسی که دارای کارت بازرگانی باشد." ولی در آن زمان هم در عمل اعضایش را دست‌چین میکردند. و در زمان جنگ که اطاق بازرگانی نقش خیلی بزرگی نداشت و باز هم کسانی که در بازار نفوذ زیاد داشتند میتوانستند تحمیل بکنند و مقداری کارت در اختیار خودشان قرار بدهند و هر کسی را میخواهند انتخاب بکنند. بعد هم دو مرتبه انتخابات به این صورت در آمد که میان خودشان آن اشخاص متنفذ که با مقامات بالا تماس داشتند اینها را تقسیم بکنند در واقع صندلی‌های اطاق بازرگانی را. البته شاه نظر خاصی درباره اطاق بازرگانی و اعضایش نداشت فقط نظر درباره رئیس اطاق بازرگانی میداد. با قی را هم محول میکرد به اینکه فقط اشخاصی باشند که از نقطه نظر سیاسی گرفتاری ایجاد نکنند. بعبارت دیگر اگر ما میخواستیم آزاد